عضو هیات علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم
جنگ فرهنگی را به «روزمرگی» و سکوت نسپارید
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن با هشدار نسبت به تشدید جنگ فرهنگی و نفوذ تدریجی آسیبهای اجتماعی و فرهنگی، گفت: سکوت و روزمرگی مسئولان در برابر ولنگاری فرهنگی قابل قبول نیست و مقابله با این تهدید، نیازمند اقدام جدی، فرهنگسازی و برخورد قاطع با هنجارشکنیهاست.
حجتالاسلام حسین مقدس در گفتگو با این پایگاه خبری، به کالبدشکافی سه جنگی پرداخته است که امروز کشور با آن دستبهگریبان است. این مصاحبه تفصیلی، از «موشکهای پاسخدهنده» در آسمان منطقه آغاز میشود، به «تقدیرهای عجیب اقتصادی» در لایههای پنهان بانک مرکزی میرسد و در نهایت با هشدارهایی درباره «سگگردانی» در خیابانها و «ولنگاری فرهنگی» در رسانهها به اوج خود میرسد.
سوالات خبرنگار بلاغ و پاسخهای بدون تعارف این استاد دانشگاه، تصویری شفاف از تناقضهای جامعهی امروز ترسیم میکند.
بلاغ: با تشکر از وقتی که در اختیار پایگاه خبری بلاغ قرار دادید. شما در اظهارات قبلیتان به سه جنگ نظامی، اقتصادی و فرهنگی اشاره کردید. بگذارید بحث را با یک سوال چالشی شروع کنیم؛ شما فرمودید ما در جنگ نظامی به قدرت باورنکردنی رسیدهایم و دشمن را کاملاً مستاصل کردهایم. اما سوال اینجاست که چرا این ایمان و قدرت مثالزدنی که در میدان موشکها و پهپادها داریم، در میدان نرخ ارز و میدان فرهنگ به سکوت و انفعال تبدیل شده است؟ آیا این یک نوع دوگانگی مدیریتی نیست؟
مقدس: بله، ما در جنگ نظامی با اتکا به ایمان و توکل به خداوند متعال و همچنین توانمندی نیروهای مسلح، آنچنان اقتداری ایجاد کردیم که امروز دشمن جرات کوچکترین تعرضی را ندارد. ما ثابت کردیم که اگر یک موشک به ما بزنند، ده تا میخورند. این یک واقعیت غیرقابل انکار است و همه مردم به آن ایمان دارند. اما متاسفانه در دو جبهه دیگر، ما با یک «ناهماهنگی عجیب» روبرو هستیم. در جنگ اقتصادی، به جای اینکه با وحدت کلمه و همدلی، دشمن را محاصره کنیم، متاسفانه بعضاً خودمان داریم با دستهای خودمان سنگرهای اقتصادی را خراب میکنیم و در جنگ فرهنگی، متأسفانه آنچنان مماشاتی دیده میشود که گویی برخی مسئولان باور ندارند که دشمن در حال نفوذ به عمق خانوادههای ایرانی است. این دوگانگی، بزرگترین خطر برای نظام مقدس جمهوری اسلامی است.
دور اول؛ واکاوی جنگ اقتصادی؛ تشویقِ «بازنده» یا توهین به «مردم»؟
بلاغ: در بخشی از صحبتهایتان، به شدت از تقدیر و تشکر از رئیس کل بانک مرکزی در شرایط کنونی انتقاد کردید. این بخش برای افکار عمومی بسیار جذاب و سوالبرانگیز است. لطفاً به عنوان یک عضو هیأت علمی دانشگاه، با معیارهای کارشناسی بفرمایید که مگر عملکرد بانک مرکزی در یک سال اخیر چه دستاورد مثبتی داشته که شایسته تقدیر رسمی در رسانه ملی شده است؟ آیا نرخ ارز را کنترل کردند؟ تورم را کاهش دادند؟ یا قدرت خرید مردم را افزایش دادند؟ اگر نه، این تقدیر، چه پیامی به جامعهی تحت فشار اقتصادی میدهد؟
مقدس: این دقیقاً همان نقطهای است که خون را در دل هر انسان غیرتمندی به جوش میآورد. بنده به عنوان کسی که سالها در دانشگاه تدریس کردهام و مسائل اقتصادی را رصد میکنم، صراحتاً میگویم که این تقدیر، نه تنها شایسته نبود، بلکه یک «توهین آشکار» به شعور و معیشت مردم شریف ایران است. بیایید واقعگرایانه نگاه کنیم.
چند سال پیش، وقتی همین فرد در جایگاه دیگری بود، آنچنان وضعیت اقتصادی آشفته شد که مجلس شورای اسلامی ناچار به استیضاحش شد و کنار رفت. یادمان باشد که دلار از محدوده ۴۰-۵۰ هزار تومان به محدودههای بالای ۲۰۰ هزار تومان رسید و سفره مردم روزبهروز کوچکتر شد. حالا با چه معیاری ایشان را شایسته تقدیر میدانیم؟ آیا پایین آوردن ارزش پول ملی، شایسته تقدیر است؟ آیا بالا بردن تورم، شایسته جایزه است؟ اگر کسی نتواند جلوی گرانی را بگیرد، نه تنها نباید تشویق شود، بلکه باید پاسخگو باشد.
بلاغ: یعنی شما معتقدید این تقدیر، نوعی «بازی با شعور عمومی» و «عادیسازی شکست» است؟
مقدس: دقیقاً همین است. وقتی مردم شبها برای خرید یک قرص نان و یک بسته ماکارونی دچار دغدغه هستند، وقتی جوان برای ازدواج و مسکن مانده است، وقتی کارگر با حداقل حقوق نمیتواند گردش مالی ماهانهاش را بچرخاند، آیا دیدن یک مقام ارشد اقتصادی که در مجلس مورد استیضاح قرار گرفته بود و امروز جایزه میگیرد، مگر جز توهین به مردم معنی دیگری دارد؟
مسئولان ما باید بدانند که مردم در جنگ اقتصادی بسیار مقاومت کردهاند و با تحریمها کنار آمدهاند، اما این خودِ مسئولان هستند که با این رفتارهای متناقض، دل مردم را میشکنند. اگر این فرد شایسته تقدیر است، پس کارنامهی کسانی که واقعاً زحمت میکشند و با دستخالی درحال تولید هستند، چیست؟ مگر نگفتند که ما در جنگ اقتصادی هستیم؟ پس چرا فرماندهای که عقبنشینی داشته را جایزه میدهیم؟
دور دوم؛ معمای سکوت مسئولان؛ «جهل، غفلت یا خیانت»؟
بلاغ: نکته دیگری که در بیاناتتان بسیار پررنگ بود، سکوت مرگبار متولیان فرهنگی و اقتصادی در برابر بیحیاییها و ولنگاریهاست. شما در این باره سه احتمال دادید: «جاهلانه، غافلانه یا عامدانه». سوال چالشی من این است که آیا ما با یک «توطئهی سازمانیافته» برای تغییر سبک زندگی ایرانی-اسلامی مواجه هستیم که برخی مسئولان یا در آن مشارکت دارند یا ناآگاهانه تسهیلگر آن هستند؟ چرا تا پای یک تخلف عادی راهنمایی و رانندگی در میان است، دستگاههای نظارتی قاطعانه برخورد میکنند، اما وقتی نوبت به ترویج اباحهگری و بیعفتی میرسد، همه «روزه سکوت» میگیرند؟
مقدس: سوال بسیار هوشمندانهای است. ببینید، بنده نمیخواهم به همه مسئولان تهمت بزنم، چرا که معتقدم بدنهی نظام کاملاً سالم، انقلابی و متعهد است و رهبری معظم انقلاب حضرت آیت الله امام سید مجتبی حسینی خامنه ای، همچنان با همان شاخصهای امام راحل و رهبر شهید انقلاب در حال هدایت کشتی هستند. اما متأسفانه در لایههای مدیریتی میانی و حتی بالایی، افرادی هستند یا جاهلند و خطر را نمیبینند، یا خود را به خواب زدهاند و یا متأسفانه با دشمن همسو شدهاند و عمداً دارند زمینه را برای نفوذ فرهنگی فراهم میکنند.
بلاغ: مصداق بارز این «تغافل» یا «تجاهل» در فضای امروز چیست؟
مقدس: مصداق بارز آن، برخورد سلیقهای با هنجارهاست. شما به زیبایی اشاره کردید؛ ماشینی که کمربند ایمنی نبسته باشد، جریمه میشود و اعمال قانون میشود. اما یک ماشین لوکس که در ترافیک سنگین جلو چشم همه، یک سگ را در آغوش گرفته یا روی صندلی کنار راننده نشانده و با آن حرکات عاطفی غیراخلاقی انجام میدهد، چرا هیچ برخوردی نمیشود؟ آیا این «سگگردانی» که در جوامع غربی نماد یک تفکر خاص است، در خیابانهای شهر اسلامی ما باید عادی شود؟
اگر به این مسائل ساده و ملموس بیتوجه باشیم، به مرور ارزشها جابهجا میشود. مسئولین با این بهانه که «مشکلات اقتصادی داریم و نباید حساسیت ایجاد کنیم»، دارند به نوعی «باج» به دشمن فرهنگی میدهند. آنها میگویند وحدت ملی مهم است، اما وحدت بر سر چیست؟ بر سر پذیرش بیحیایی؟ امام حسین(ع) فرمودند که کسانی که شکمهایشان از حرام پر میشود، حاضرند سر امام زمان خود را هم ببرند. این هشدار جدی است که مبادا مسئولان به خاطر حفظ منافع اقتصادی یا خطهای سیاسی، کوتاه بیایند.
دور سوم؛ هشدار تاریخی؛ تکرار فاجعهی اندلس در ایران اسلامی؟
بلاغ: شما به فاجعهی تاریخی اندلس اشاره کردید. آنجا که دشمن نتوانست با شمشیر و نیزه پیروز شود، اما با لخت کردن زنان و بازی با احساسات جوانان، یک تمدن عظیم اسلامی را نابود کرد. به نظر شما امروز مصداق عینی این تهاجم فرهنگی در کشور ما چیست؟ آیا این همه تأکید بر «مشکلات معیشتی» در رسانهها، یک تاکتیک برای دور کردن ذهن مسئولان و مردم از خطر بزرگتر یعنی «نابودی هویت» نیست؟
مقدس: دقیقاً به هستهی اصلی ماجرا رسیدید. چه کسی گفته که اگر اقتصاد خوب است، فرهنگ را باید رها کرد؟ در طول تاریخ، ملتها وقتی نابود شدند که بینش و ارزشهایشان را از دست دادند.
ما امروز در ایران اسلامی، شاهد یک «جنگ ترکیبی» تمامعیار هستیم که کارزار اصلی آن، «نبرد با حیا و عفت» است. من از مسئولان فرهنگی میپرسم؛ در این یکی دو سال اخیر، برای مقابله با کجرویهای فرهنگی چه حرکت محسوسی انجام دادهاید؟ یک سری از فیلمها و سریالها که پخش میشود، مرز بین «حرام و حلال» را چطور ترسیم میکنند؟ فضای مجازی که افسارگسیخته شده، چه بر سر باورهای دینی جوانان آورده است؟
آیا این کوتاهی، گناه نابخشودنی نیست؟ خون شهدای ما، خون پاک شهیدان حجاب، خون شهیدان عرصهی امنیت اخلاقی، برای چه ریخته شد؟ برای اینکه امروز بعضی با بهانهی «آزادی» و «اقتصاد» بخواهند حجاب را به حاشیه برانند و بیبندوباری را در خانوادهها جا بیندازند؟
بلاغ: اما برخی میگویند که با فشار و برخورد سلبی نمیشود، باید فرهنگسازی کرد. پاسخ شما به این گروه چیست؟
مقدس: این حرف، یک «سفسطهی رایج» است. ما هم معتقد به فرهنگسازی هستیم، اما آیا فرهنگسازی یعنی بستن چشمها بر روی تخریبگران اصلی؟ اگر در جنگ نظامی، کسی به سنگرهای ما نفوذ کند، میگوییم صبر کنید فرهنگسازی میکنیم تا تیر خلاص را نخورد؟! حاشا! ما در میدان فرهنگی هم به «اقدام ایجابی» و هم «برخورد سلبی» نیازمندیم.
متأسفانه برخی با این توجیهات، به متخلفان فرهنگی جرات میدهند و از مطالبهگری مردم غافل میشوند. مردم یکصد و هفتاد شب است که در خیابانها فریاد میزنند و به ندای رهبری لبیک میگویند، اما میبینند که برخی چهرهها و جریانهای انحرافی، همچنان با حمایتهای پنهان، به شبیخون فرهنگی ادامه میدهند.
سه خواسته اساسی از مسئولان
بلاغ: به عنوان آخرین سوال، حجتالاسلام مقدس، اگر بخواهید در یک جمله، مطالبهی اصلی خود را از سه قوه و به ویژه متولیان اقتصادی و فرهنگی کشور بیان کنید، چه خواهید گفت؟ و آن سوال مهم دربارهی تقدیر از رئیس کل بانک مرکزی را چگونه جمعبندی میکنید؟
مقدس: مطالبه بنده و همه دلسوزان نظام این است که دیگر زمان «روزمرگی» و «سکوت» تمام شده است. سه خواستهی اساسی داریم:
اول: در جنگ اقتصادی، از مسئولان میخواهیم که از توجیههای بیاساس دست بردارند و با معیارهای واقعی و شفاف پاسخگو باشند. ما میگوییم اگر رئیس کل بانک مرکزی و تیم اقتصادی موفق بودهاند، معیار موفقیت را برای مردم بازگو کنند. اگر نرخ ارز مهار شده، چرا قیمت دلار در بازار آزاد با نرخ رسمی فاصله نجومی دارد؟ اگر تورم کنترل شده، چرا قدرت خرید مردم روزبهروز کاهش مییابد؟ ما نمیگوییم ایشان را اعدام کنید، اما این که در اوج فشار اقتصادی، از ایشان تقدیر شود، یعنی توهین به شعور ۹۰ میلیون ایرانی! اگر شایسته تقدیر هستند، پس کارنامهی ایشان را با کارنامهی یک کارگر ساده یا یک تولیدکنندهی زحمتکش مقایسه کنید تا مردم قضاوت کنند.
دوم: در جنگ فرهنگی، به متولیان امر اعلام میداریم که «روزهی سکوت» دیگر قابل قبول نیست. آنهایی که به بهانهی معیشت، از حریم حیا و عفت کوتاه میآیند، بدانند که خیانتشان به مراتب از گرانی کالا سنگینتر است. اگر کسی در فضای مجازی ترویج اباحهگری میکند، اگر کسی با سگگردانی در شهر، ارزشهای دینی را هدف گرفته و اگر کسی با تولید محتوای مبتذل، نسل جوان را تخریب میکند، باید قاطعانه و بدون ملاحظه با او برخورد شود. مگر ما نظام سگگردانی در اتومبیل را داریم یا نظام انسانی؟!
سوم: این را بدانیم که نظام اسلامی با خون شهیدان آبیاری شده و با مماشات با دشمنان داخلی و خارجی، به جایی نخواهد رسید. ما به مسئولان هشدار میدهیم که اگر جای ارزشها و ضد ارزشها جابهجا شود، نه تنها تفاوتی با نظامهای غیردینی نخواهیم داشت، بلکه پشتوانهی مردمی خود را که بزرگترین سرمایهی این نظام است، از دست خواهیم داد. مردم بصیر و همیشه در صحنه، پاسخ سکوتهای امروز شما را در آینده خواهند داد. از خداوند متعال میخواهیم که توفیق عمل به وظایف را به همهی مسئولان عنایت فرماید و امید است که ما در جنگ اقتصادی و فرهنگی نیز سربلند و پیروز از میدان خارج شویم.
نظر دهید