پیام غدیر؛ نجات امت از انحراف
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم گفت: پیامبر اکرم(ص) با ابلاغ پیام غدیر درصدد بودند امت اسلامی را برای دوران پس از خود آماده کنند تا جامعه اسلامی در مسیر هدایت واکسینه باقی بماند و گرفتار انحراف نشود.
واقعه غدیر خم، یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین رخدادهای تاریخ اسلام است که در نگاه شیعه، نقطه تکمیل رسالت نبوی و تداوم مسیر هدایت الهی بهشمار میآید. این واقعه نه تنها از منظر اعتقادی و کلامی، بلکه از جنبههای تاریخی، اجتماعی و تمدنی نیز همواره مورد توجه اندیشمندان و پژوهشگران اسلامی بوده است.
با فرارسیدن عید سعید غدیر، بازخوانی ابعاد مختلف این رویداد بزرگ و بررسی آثار و پیامدهای آن در حیات مسلمانان، ضرورتی دوچندان مییابد؛ بهویژه در روزگاری که تبیین معارف اهل بیت(ع) و فرهنگ ولایت میتواند در تقویت وحدت، هویت دینی و بصیرت جامعه اسلامی نقشآفرین باشد.
از همین رو، خبرنگار ایکنا از قم درباره اهمیت و جایگاه واقعه غدیر، نقش آن در تکامل دین، پیامدهای تاریخی این رویداد در جامعه اسلامی و راههای زنده نگه داشتن فرهنگ غدیر با مهدی عبداللهیپور، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم گفتوگو کرده است که متن آن از نظر میگذرد:
ایکنا- چرا غدیر مهم است؟ پس از غدیر جامعه مسلمان چگونه به حیات خود ادامه داد؟
خداوند حکیم در آیه سوم سوره مبارکه «مائده» میفرماید: «اَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا؛ امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمتم را برایتان تمام کردم و اسلام را بهعنوان دین شما پذیرفتم.»
در آستانه عید سعید غدیر قرار داریم؛ عیدی که خدای متعال با برپایی حادثه عظیم غدیر، دین اسلام را به کمال رساند. در حقیقت، اتمام و اکمال دین و نعمت الهی در قالب این واقعه بزرگ، هدیهای از سوی پروردگار به مسلمانان و بهویژه شیعیان است. البته به جامعه اسلامی به معنای عام، چراکه میدانیم عید سعید غدیر «عیدالله الاکبر» است و اختصاص به طایفه یا گروه خاصی ندارد.
با این حال، از آنجا که مسیر هدایت مردم پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) دچار تغییر شد، جریان غدیر نیز متأسفانه سرنوشتی دیگر یافت و این واقعه بزرگ نادیده گرفته شد؛ در حالیکه اراده الهی بر آن بود که با حادثه غدیر، دین مردم را کامل کند و خدای متعال نیز سهم خود را در این مسیر به انجام رساند. اما مردم نتوانستند آنگونه که شایسته بود، عهدهدار این مسئولیت شوند.
همین مسئله سبب شد که ماجرای غدیر پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، همانگونه که اشاره شد، مسیر دیگری پیدا کند و مورد غفلت قرار گیرد. در نتیجه، حق امیرالمؤمنین علی(ع) و حق مسلم ایشان در این ماجرا کنار گذاشته شد و برخلاف نص صریح آیات قرآن کریم رفتار صورت گرفت.
خداوند در آیه ۶۷ از سوره مبارکه «مائده» میفرماید: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»، خدای متعال به صراحت به پیامبر اکرم(ص) ابلاغ فرمود که تمامی ۲۳ سال رنج و مجاهدتی که در راه تبلیغ و گسترش دین مبین اسلام متحمل شدهاند و نه تنها ایشان، بلکه همه پیامبران الهی از حضرت آدم(ع) تا خاتمالانبیا(ص)، در صورتی به سرمنزل مقصود خواهند رسید که حادثه غدیر تحقق یابد و ولایت و انتصاب الهی حضرت امیرالمؤمنین امام علی(ع) برای عموم مردم آشکار و تبیین شود.
از همینرو، واقعه غدیر از اهمیتی بیبدیل برخوردار است، چراکه از یکسو در روایات ما از آن بهعنوان «عیدالله الاکبر» یاد شده و از سوی دیگر، به منزله مُهر تأیید و امضای رسالت و نبوت همه پیامبران الهی است.
پیامبر اکرم(ص) نیز بحمدالله در انجام این مأموریت الهی موفق شدند و آن رسالتی را که از سوی خداوند متعال بر عهده ایشان نهاده شده بود، به بهترین شکل برای مردم تبیین و اجرا کردند.
با این حال، میدانیم که واقعه غدیر در هجدهم ذیالحجه سال نهم هجری رخ داد و پیامبر اکرم(ص) در بیستوهشتم ماه صفر سال دهم هجری رحلت فرمودند. به بیان دیگر، میان واقعه غدیر و رحلت پیامبر(ص) حدود ۸۰ روز فاصله بود؛ فاصلهای که به هیچوجه آنقدر طولانی نبود که مردم این حادثه بزرگ و این رویداد سرنوشتساز را به فراموشی بسپارند.
اما به نظر میرسد برخی از خلفا، با توجه به نگرشها و ملاحظات شخصی خود، جایگاه جانشینی پیامبر اکرم(ص) را امری انتخابی میدانستند نه انتصابی؛ از همینرو با ماجرای غدیر بهگونهای دیگر مواجه شدند و مانع از آن شدند که امیرالمؤمنین علی(ع)، که از سوی پروردگار برای این مقام منصوب شده بودند، بر مسند حقیقی و شایسته خود تکیه زنند.
در مقابل، از وجود نازنین پیامبر اکرم(ص) این روایت شریف نقل شده است که فرمودند: «لَوِ اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَى حُبِّ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ لَمَا خَلَقَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَلنَّارَ؛ اگر چنین بود که تمام مردمان بر دوستى على بن ابیطالب گرد آیند همانا خداى عز و جل آتش را نمىآفرید.»
به تعبیر دیگر، میتوان گفت آتش جهنم در ازای ترک محبت امیرالمؤمنین(ع) معنا پیدا میکند. گاهی یک اشاره کوتاه، حقیقتی بزرگ را آشکار میکند. آنچه در اینجا مورد توجه است، جنبه ایجابی این مسئله است و قصد ورود به جنبههای سلبی آن را نداریم.
بر این اساس، اگر خدای متعال محبت امیرالمؤمنین(ع) را مانعی در برابر آتش جهنم معرفی میکند، بیتردید این سخن حامل معانی عمیق و تأملبرانگیزی است.
در تمام این سالها، اگر انسانها با محبت امیرالمؤمنین(ع) زندگی میکردند، امروز میتوانستیم با اطمینان بگوییم که همه ما اهل بهشت هستیم. اما با توجه به مرزبندیهایی که در طول تاریخ شکل گرفته و همچنان ادامه دارد و طبیعی است که آتش جهنم نیز جایگاه خود را حفظ کند، چراکه محبت امیرالمؤمنین(ع) نتوانست در سراسر عالم اسلام بهگونهای تجلی یابد که همه نحلهها و فرقهها را گرد محور یک امام منصوب از سوی خداوند متعال جمع کند و آنان را از آتش دوزخ دور نگه دارد. این مسئله خود گویای جایگاه والا و شخصیت ممتاز امیرالمؤمنین(ع) است.
فضائل امیرالمؤمنین(ع) به اندازهای گسترده است که بنا بر نقلها، بیش از ۳۰۰ آیه از آیات قرآن کریم در شأن ایشان تفسیر و تأویل شده است.
در این میان، شخصیتی به نام ابوالقاسم حسکانی کتابی با عنوان «شواهد التنزیل» تألیف کرده است. نکته قابل توجه آن است که وی از علمای اهل سنت بهشمار میرود، اما با وجود این، در نقل حقایق انصاف را رعایت کرده و نسبت به فضایل امیرالمؤمنین(ع) و خاندان ایشان با دقت و امانت علمی سخن گفته است.
او در این اثر، بیش از ۳۰۰ آیه قرآن را گردآوری کرده که یا بهطور مستقیم و انحصاری در شأن و منزلت امیرالمؤمنین علی(ع) نازل شدهاند، یا آن حضرت در دایره شمول و مصداق این آیات قرار میگیرند. اینقدر توجه قرآن کریم به شخصیت امیرالمؤمنین(ع)، خود گویای عظمت جایگاه آن حضرت است و نشان میدهد که انتخاب و انتصاب ایشان از سوی خداوند متعال، امری حکیمانه، درست و بر حق بوده است.
در حقیقت، این شواهد فراتر از آن است که برخی تحلیلهای سطحی و نادرست، ماجرای جانشینی امیرالمؤمنین(ع) را به روابط خانوادگی یا ملاحظات خویشاوندی تقلیل دهند. وجود این حجم از آیات و شواهد قرآنی، خط بطلانی بر چنین برداشتهایی است و نشان میدهد که خدای متعال، امیرالمؤمنین(ع) را آزموده و ایشان را بهعنوان شایستهترین فرد برای این جایگاه برگزیده است.
ایکنا- اگر عید غدیر رخ نمیداد، چه بر سر مسلمانان میآمد؟
اگر حادثه غدیر در تاریخ رخ نمیداد، وضعیت امروز جهان اسلام بهمراتب پیچیدهتر از آن چیزی بود که اکنون مشاهده میکنیم. امروز نیز بخشی از مسلمانان، از نگاه ما، مسیر صحیح و راه سعادت را آنگونه که باید طی نکردهاند؛ حال اگر اصل واقعه غدیر نیز اتفاق نمیافتاد، معلوم نبود همین بخشی که امروز با عنوان شیعیان شناخته میشوند، بتوانند راه سعادت را پیدا کنند و در آن گام بردارند.
از این منظر، غدیر را میتوان خط معیار و محک الهی دانست؛ معیاری برای شناخت کسانی که در پی سعادت، حقیقت، عدالت و راه حق هستند. به برکت این حادثه عظیم، مسیر روشن حق برای همگان تبیین و حجت الهی بر مردم تمام شد.
پس از آن، انتخاب هر انسان به خود او بازمیگردد؛ اینکه با بهرهگیری از عقل، اندیشه و اختیار خویش این مسیر را برگزیند یا از آن رویگردان شود. این بخش از ماجرا، به اراده و تصمیم خود افراد مربوط است.
اما یکی از مهمترین درسهای واقعه غدیر این است که پیامبر اکرم(ص) برای ابلاغ این فرمان الهی چه اندازه اهتمام داشتند. در منابع تاریخی آمده است که آن حضرت در مسیر رفت و بازگشت حجةالوداع، در ۴۰ منزل برای مردم سخنرانی کردند و در هر مرحله درصدد بودند مسئله جانشینی و انتصاب الهی را مطرح کنند؛ اما شرایط را برای بیان کامل این موضوع مساعد نمیدیدند.
به بیان دیگر، هر بار که پیامبر اکرم(ص) قصد داشتند برای مردم سخن بگویند، تنها به بیان اصل موضوع اکتفا نمیکردند؛ بلکه مقدماتی را مطرح میکردند تا افکار و دلهای مخاطبان به تدریج برای پذیرش آن حقیقت بزرگ آماده شود. به نظر میرسد پیامبر اکرم(ص) بهعنوان برترین مربی انسانها، بهترین روانشناس و جامعهشناس بودند؛ کسی که بهخوبی میدانست چه سخنی را در چه زمانی و با چه شیوهای باید به جامعه عرضه کند.
از همینرو، هر بار که اراده میکردند مسئله جانشینی را بهصورت رسمی مطرح کنند، شرایط را برای طرح نهایی آن مساعد نمییافتند. در نتیجه، این ۴۰ منزل یکی پس از دیگری طی شد و در هر منزل، بخشی از مقدمات و زمینههای لازم بیان شد تا دلها آرامآرام نرم شود و آمادگی لازم برای برگزاری آن مراسم بزرگ، تاریخی و ماندگار فراهم آید. سرانجام در غدیر خم، پیامبر اکرم(ص) دست به اقدام عملی زدند و بهصورت رسمی امیرالمؤمنین(ع) را معرفی کردند.
آنچه در تحلیل تاریخی این واقعه باید مورد توجه قرار گیرد، این پرسش اساسی است که چه حادثهای، چه نیتی و چه هدفی در پس این ماجرا نهفته بود که چنین اهتمام و تدبیری را اقتضا میکرد؟ بنابر نقلهای تاریخی، واقعه غدیر در حوالی ظهر و در اوج گرمای سوزان شبهجزیره عربستان رخ داده است. پیامبر اکرم(ص) در مسیر بازگشت از مکه به مدینه، در شرایطی که سفرها با امکانات امروز قابل مقایسه نبود و مردم عمدتاً با چهارپایان یا حتی بهصورت پیاده مسیر را طی میکردند، کاروان عظیم مسلمانان را در نقطهای متوقف کردند.
بسیاری از افراد توانایی مالی تهیه مرکب نداشتند و ناچار بودند این مسیر طولانی را پیاده طی کنند. در چنین شرایطی، چه هدفی میتوانست وجود داشته باشد که پیامبر اکرم(ص) مردم را در آن گرمای طاقتفرسا متوقف کنند، به کسانی که پیشتر رفته بودند دستور بازگشت دهند و منتظر بمانند تا آنان که عقب ماندهاند نیز به جمع برسند؟
سپس فرمان داده شود از جهاز شتران منبری فراهم آورند تا آن حضرت بر فراز آن قرار گیرند و برای مردم خطبه بخوانند. آنگاه از مردم اقرار بگیرند که آیا من نسبت به شما از خودتان سزاوارتر نیستم؟ و پس از آنکه مردم به این حقیقت اقرار کردند، دست امیرالمؤمنین(ع) را بالا ببرند و بفرمایند: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.»
این هدف و نگاه بلند پیامبر اکرم(ص) نشان میدهد که ایشان در اندیشه آن بودند که امت اسلامی را برای دوران پس از خود واکسینه کنند تا جامعه اسلامی پس از رحلت ایشان بهسوی گمراهی کشیده نشود. این میزان از اهتمام و حساسیت پیامبر اکرم(ص) خود گویای عظمت موضوع است.
در معارف دینی، حکمت را به دو بخش حکمت نظری و حکمت عملی تقسیم میکنند. غایت حکمت نظری، ایمان و غایت حکمت عملی، عمل صالح است و مجموعه این دو به حیات طیبه منتهی میشود؛ همان حیات پاک و سعادتمندانهای که انسانهای مؤمن در پی آن هستند.
حال اگر درباره انسانهای عادی چنین تعریفی از حکمت مطرح است، پیامبر اکرم(ص) که در عالیترین مرتبه حیات طیبه قرار دارند، بیتردید کاملترین تجلی حکمت نظری و عملی هستند. آیا از چنین شخصیتی پذیرفتنی است که مردم را در آن شرایط دشوار گردهم آورد تا صرفاً اعلام کند که دوستدار امیرالمؤمنین علی(ع) است یا ایشان یاور او هستند؟
بیتردید ماجرا بسیار عمیقتر و دقیقتر از این برداشتهای سطحی است. آنچه پیامبر اکرم(ص) در غدیر دنبال میکردند، تبیین خط رهبری و هدایت امت پس از خود بود؛ تا مردم راه حق را گم نکنند و دچار انحراف نشوند.
از همین روست که واقعه غدیر چنین اهمیت و جایگاهی پیدا میکند. اگر این حادثه در تاریخ رخ نمیداد و پیام غدیر به مردم ابلاغ نمیشد، چهبسا همین جمعیتی که امروز با عنوان شیعیان شناخته میشوند نیز نمیتوانستند مسیر سعادت را بیابند و در آن گام بردارند.
ما امروز با افتخار از تمسک به ولایت اهل بیت(ع) سخن میگوییم. در دعاها و تعابیر رایج آمده است: «الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین»؛ البته برخی بزرگان تأکید دارند که بهتر است از خداوند بخواهیم: «اللهم اجعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابیطالب»؛ یعنی از پروردگار درخواست کنیم که حقیقتاً از تمسککنندگان به ولایت امیرالمؤمنین(ع) قرار گیریم زیرا هرچند خود را شیعه میدانیم، اما امید آن داریم که در عرصه عمل نیز بتوانیم شیعیان شایستهای برای آن حضرت باشیم.
ایکنا- چگونه عید غدیر را زنده نگه داریم؟
امروز رسالتی بر دوش ما قرار دارد؛ رسالتی که بهعنوان شیعیان و محبان امیرالمؤمنین علی(ع) موظف به انجام آن هستیم. بیتردید یکی از مهمترین وظایف ما، زنده نگه داشتن پیام و فرهنگ غدیر است.
نخستین و یکی از بهترین راههای احیای غدیر، پاسداشت سنت حسنهای است که از گذشتههای دور در میان مردم رایج بوده است؛ سنتی که براساس آن، در روز عید غدیر به دیدار سادات میرفتند، ارادت خود را به آنان ابراز میکردند و از محضرشان بهره میبردند. این سنت ارزشمند نباید به فراموشی سپرده شود.
اتفاقاً امروز بیش از هر زمان دیگری باید این سنت مورد توجه قرار گیرد؛ بهویژه در شرایطی که کشور ما، تحت فشار جنگ تحمیلی و تهدیدهای خارجی قرار دارد و از سوی قدرتهایی همچون آمریکا و رژیم صهیونیستی مورد هجمه واقع شده است. بهخصوص رژیم صهیونیستی که نهتنها با مسلمانان، بلکه بهویژه با جریان تشیع سر سازگاری ندارد و به یک معنا شیعه را مانعی جدی در برابر اهداف خود میبیند.
در چنین شرایطی، وظیفه داریم به هر شکل ممکن این سنت را گرامی بداریم؛ به دیدار سادات برویم، با ایشان مصافحه داشته باشیم، از محضرشان بهره ببریم و به نوعی خود را متبرک کنیم. این یکی از مهمترین اقداماتی است که میتوان در مسیر زنده نگهداشتن غدیر انجام داد.
دومین مسئله، سنتی است که در سالهای اخیر در کشور ما شکل گرفته و گسترش یافته است؛ یعنی جشنهای کیلومتری و سفرههای گستردهای که بهمناسبت عید سعید غدیر برگزار میشود. به نظر میرسد این برنامهها از مؤثرترین جلوههای تبلیغی و رسانهای غدیر در روزگار ما باشند.
امروز این برنامهها نهتنها در رسانههای داخلی بازتاب پیدا میکنند، بلکه در رسانههای خارجی و حتی رسانههای غربی نیز مورد توجه قرار میگیرند.
این اقدامات کمک میکند پیام غدیر در سطح گستردهتری منتشر شود. در کنار این مسئله، رسانههای صوتی و تصویری کشور نیز باید در این زمینه فعالتر از گذشته عمل کنند. از عید سعید قربان تا عید سعید غدیر که به عنوان «دهه ولایت» نامگذاری شده است، باید فضای عمومی جامعه رنگ و بوی غدیر به خود بگیرد.
دهه ولایت نباید صرفاً یک عنوان باشد؛ بلکه باید در منظر مردم نمود پیدا کند. این برنامهها میتوانند جریانساز باشند، بهویژه در شرایطی که مردم در صحنه اجتماع و در فضای عمومی شهرها حضور دارند. به نظر میرسد باید قدر این فرصتهای مردمی را دانست و از ظرفیت تجمعات عمومی برای تبیین معارف غدیر بهره برد. در چنین فضاهایی میتوان از فضائل امیرالمؤمنین(ع) برای مردم سخن گفت و معارف اهل بیت(ع) را تبیین کرد.
اما انتظار از همه کسانی که در عرصه قرآن و حدیث فعالیت کردهاند، تحصیل کردهاند و از سفره معارف قرآن و اهل بیت(ع) بهره بردهاند، این است که در حد توان خود برای احیای فرهنگ غدیر نقشآفرینی کنند. هر کس به اندازه توان، دانش و ظرفیتی که در اختیار دارد، باید در این مسیر حضور داشته باشد و نقش خود را ایفا کند.
علاوه بر این، برخی اعمال و آداب ویژه نیز برای روز عید غدیر در منابع دینی ذکر شده است که لازم است هم برای مردم تبیین شوند و هم خود ما در انجام آنها پیشگام باشیم. این اعمال از شعائر اسلامی بهشمار میآیند و پاسداشت آنها در زنده نگهداشتن فرهنگ غدیر نقش مؤثری دارد.
یکی از مهمترین این اعمال، روزه گرفتن در روز عید غدیر است. در روایات آمده است که کسی که توفیق روزهداری در این روز را پیدا کند، از چنان پاداش و فضیلتی برخوردار خواهد شد که گویی سراسر عمر خویش را در حال روزهداری سپری کرده است.
در برخی دیگر از تعابیر روایی نیز فضایل ویژهای برای روز عید سعید غدیر بیان شده است. روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است که آن حضرت فرمودند: «صِیامُ یَوْمَ غَدیرِ خُمٍّ یَعْدِلُ صِیامَ عُمْرِ الدُّنْیا لَوْ عاشَ اِنْسانٌ ثُمَّ صامَ ما عَمَرتِ الدُّنْیا لَکانَ لَهُ ثَوابُ ذلِکَ؛ روزه روز غدیر خم با روزه تمام عمر جهان برابر است. یعنى اگر انسانى همیشه زنده باشد و همه عمر را روزه بگیرد، ثواب او به اندازه ثواب روزه عید غدیر است.»
همچنین از یکی از معصومین(ع) نقل شده است که فرمود: «روزه در روز عید غدیر کفاره ۶۰ سال گناه و برابر با روزه عمر دنیا و معادل با صد حج و صد عمره است.»
این تعبیر، خود نشاندهنده عظمت و جایگاه ویژه این روز مبارک است. اینکه کفاره ۶۰ سال گناه و معصیت در قالب یک روز روزهداری نصیب انسان شود، بیانگر آن است که خدای متعال چه ارزش و منزلتی برای این روز قائل شده است و در روایات اهل بیت(ع) نیز این حقیقت بهروشنی منعکس شده است.
افزون بر این، در برخی از روایات دیگر نیز فضایل شگفتانگیزی برای عید غدیر نقل شده است. از جمله در کتاب «مصباح المتهجد» روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که آن حضرت فرمودند: «وَاللهِ لَوْ عَرَفَ النَّاسُ فَضْلَ هَذَا الْیَوْمِ بِحَقِیقَتِهِ لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِکَةُ فِی کُلِّ یَوْمٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ.»
امام صادق(ع) با قسم جلاله فرمودند: به خدا سوگند، اگر مردم فضیلت این روز، را آنگونه که هست و به حقیقت آن بشناسند، فرشتگان هر روز ۱۰ بار با آنان مصافحه خواهند کرد.
مصافحه، به معنای دست دادن، اظهار محبت و ابراز پیوند و مودت است. هنگامی که انسانی با دیگری دست میدهد، درواقع نشانهای از محبت، دوستی و صمیمیت را بروز میدهد. براساس این روایت، اگر کسی نسبت به فضیلت و حقیقت روز غدیر آگاهی و معرفت پیدا کند، به مرتبهای خواهد رسید که فرشتگان الهی روزی ۱۰ بار با او مصافحه میکنند.
همچنین امام صادق(ع) در ادامه همین روایت که در کتاب «مصباح المتهجد» و در صفحه ۷۳۸ نقل شده است، میفرمایند:«ما أعطی اللّٰه فیه من عرفه ما لا یحصی بعدد؛ خدای متعال به کسی که نسبت به این روز معرفت پیدا کند، نعمتها و پاداشهایی عطا میکند که قابل شمارش و احصا نیست.»
این تعابیر نشان میدهد که روز غدیر تا چه اندازه دارای اهمیت و عظمت است و گرامیداشت آن چه جایگاه بلندی در فرهنگ دینی ما دارد. همچنین روشن میکند که چه مسئولیت سنگینی بر عهده ما، بهعنوان مسلمانان و دوستداران اهل بیت(ع)، قرار دارد تا در پاسداشت این روز بزرگ اهتمام ورزیم.
امروز نیز با افتخار، پرچمی را که از نیاکان و گذشتگان ما در مسیر بزرگداشت عید سعید غدیر به دستمان رسیده است، برافراشته نگه میداریم و امیدواریم این مسیر نورانی همچنان ادامه پیدا کند.
امید آن داریم که فرهنگ غدیر، همانگونه که از ماهیت و حقیقت آن برمیآید، زمینهساز ظهور حضرت حجت(عج) باشد و خداوند متعال توفیق دهد روزی را درک کنیم که در محضر آن حضرت حاضر شویم، وجود مبارک ایشان را از نزدیک دریابیم و در رکابشان، با سمع و طاعت، بندگی خداوند را به انجام رسانده و از فرامین ایشان تبعیت کنیم.
نظر دهید