امام جواد(ع) و اثبات الهی بودن امامت در سنین کودکی
از بزرگترین امتحانات مردم زمان امام جواد(ع)، امامت آن حضرت در ۸سالگی است. علّت پیدایش این اختلاف، این بود که برخی گمان میکردند که بلوغ یکى از شرایط امامت است. درحالی که چنین نیست و بلوغ شرط امامت نیست.
حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمد اسماعیلی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم طی یادداشتی به مناسبت شهادت امام جواد علیهالسلام نوشت: امام جواد(ع) نهمین پیشوای شیعیان در آخر ذیالقعده سال ۲۲۰ق در ۲۵سالگی، به شهادت رسید،
در میان امامان شیعه، ایشان جوانترین امام در هنگام شهادت بوده و در کنار جدش موسی بن جعفر(ع) در مقبره قریش در کاظمین به خاک سپرده شد. در سال ۲۰۳ ق. که امام رضا(ع) به شهادت رسید، شیعیان آن حضرت به علت این که تنها فرزند وى امام جواد(ع) بیش از هشت سال نداشت، در نگرانى و اضطراب عمیقى فرو رفتند. خدای متعال در هر زمان امتحانات و ابتلائاتی برای مردم دارد.
همچنانکه در زمان ما خدای متعال پرچم مبارزه با استکبار را به ملت ما داده است با اینکه مسولیت بسیار خطیری است، اما خدای متعال با توجه به توان هر امتی آنان را مبتلا می کند، قطعا ان شاءالله از این امتحان الهی به شرط مقاومت و پایداری و اطاعت از ولایت فقیه، سربلند بیرون خواهیم آمد و به فرموده رهبر شهیدمان ما نزدیک قله هستیم باید توقف نکنیم و با تمام توان به پیش برویم. سختی امتحان ملت ایران نشان از عظمت این ملت است که ان شاءالله کار را تمام خواهد کرد.
از بزرگترین امتحانات مردم زمان امام جواد(ع)، امامت آن حضرت در ۸سالگی است. در این جریان، شیعیان به حیرت افتاده و میان آنان اختلاف پدید آمد. این مشکل براى شیعیان، که مهمترین رکن ایمان را اطاعت از امام معصوم دانسته و در مسائل و مشکلات فقهى و دینى خود به وى رجوع مىکردند، از اهمیت بسیار برخوردار بود و نمىتوانست همچنان لاینحل بماند.
البته براى شیعیان مسلّم بود که امام رضا(ع) فرزند خود امام جواد(ع) را به جانشینى برگزید، ولى مشکل ناشى از خردسالى آن حضرت، آنان را بر آن مىداشت تا براى اطمینان خاطر، به کاوش و جستجوى بیشترى در این باره بپردازند. علّت پیدایش این اختلاف، این بود که برخی گمان میکردند که بلوغ یکى از شرایط امامت است. درحالی که چنین نیست و بلوغ شرط امامت نیست، زیرا جانشینی حضرت سلیمان(ع) از حضرت داود(ع)، هنگام کودکی بود: «وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ»(نمل/16)، همچنین نبوّت حضرت عیسى(ع) در دوران شیرخوارگى ایشان بود.
قرآن کریم میفرماید هنگامی که حضرت عیسی(ع) در گهواره بودند، به مردم فرمودند: من بنده خدا هستم که به من کتاب داد و مرا پیامبر قرار داد: «قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا»(مریم/۳۰) و نیز نبوت یحیى بن زکریا(ع) در کودکی بود : «یا یَحْیى خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا»(مریم/۱۲) در دوره صبابت بود که ما همین فرمانروایی و حکم و حقیقت نبوت را به او عطا کردیم.
امامت یک منصب الهی است که خدا داناتر است که مقام رسالت را در کجا قرار دهد: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ»(انعام/124) امام جواد(ع) با وجود سن کم، برخوردار ازعلم الهی بود، به همین دلیل مردم با مراجعه به ایشان متوجه الهی بودن علم و معرفت ایشان میشدند و امام به خوبى از عهده پاسخ گویى به سؤالات آنها بر مىآمدند، لذا تردیدی برای مؤمنان باقی نمی ماند.
از امام جواد(ع)، تنها حدود ۲۵۰ حدیث نقل شده که علت آن را عمر کوتاه و نیز تحت کنترل بودن او میدانند، راویان و اصحاب ایشان را نیز از ۱۱۵ تا ۱۹۳ تن شماره کردهاند. بسیاری از اصحاب امام جواد(ع) از اصحاب پدر آن حضرت بودند.
از مشاهیر اصحاب ایشان میتوان افراد زیر را نام برد؛ حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)؛ او در رى سکنا گزید و به ترویج و اشاعه احادیث اهلبیت(ع) همت گماشت. در اثر فعالیتهاى او بود که شیعیان رى رو به افزایش گذاشتند و تشیع در این دیار رو به گسترش نهاد. علی بن مهزیار اهوازی؛ او از امام رضا(ع) و امام جواد(ع) روایت نقل کرده و از نزدیکان امام جواد(ع) بوده و آن حضرت در بزرگداشت وى عنایت ویژهاى داشتهاند. روایات او از امام جواد(ع) نسبتا زیاد است. احمد بن محمد بن ابىنصر بزنطى؛ وى از خواص شیعیان امام رضا و امام جواد بود که همه علماى رجال از او ستایش کردهاند. زکریا بن آدم؛ اهل قم و از یاران بسیار نزدیک حضرت امام رضا و امام جواد بود. در روایتی آمده است: در آخر عمر امام جواد(ع) به خدمت آن حضرت رسیدم از ایشان شنیدم که مىفرمود: «خداوند به صفوان بن یحیى و محمد بن سنان و زکریا بن آدم از طرف من جزاى خیر عنایت فرماید؛ آنان یاران با وفاى من هستند.» فضل بن شاذان؛ اهل نیشابور و از فقهاء و متکلمین نامدار شیعه، شخصیتى مورد اعتماد و برخوردار از جلالت قدر و داراى تألیفات عدیده که بعضى، آثار وى را ۱۸۰ جلد کتاب نوشتهاند. وى مفتخر به درک محضر چهار امام شده است، امام رضا و امام جواد و امام على نقى و امام حسن عسکرى(ع).
امام جواد(ع) در دوران امامتش، با دو خلیفه عباسى یعنى مأمون و معتصم معاصر بوده است. مأمون امام را به اجبار از مدینه به بغداد احضار کرد تا ایشان را از نزدیک زیر نظر قرار دهند. مأمون براى انجام این هدف، دختر خود امالفضل را به عقد وى در آورد و او را داماد خود کرد. امام جواد(ع) با توجه به موقعیت موجود و نیز برای استفاده از شرایط به نفع شیعیان و کمک به آنان این ازدواج را پذیرفت. امام توجه ویژهای به کمک کردن به شیعیان داشتند، لذا یکی از القاب امام جواد(ع) باب الحوائج است. هر یک از امامان(ع) در یکی از ابعاد، ظهور و بروز بیشتری دارند، با اینکه «کلهم نور واحد» اما بروز برکات وجودی ائمه متفاوت است، لذا گفته شده اگر کسی از خداوند متعال، علم بخواهد به وجود مقدس امام باقر(ع) و امام صادق(ع) توسل پیدا کند. یا اگر کسی طالب معنویت است به حضرت امام علی(ع) متوسل شود، همچنین در بین فقها و علما و اهل معنا مشهور است که برای طلب رزق و روزی در دنیا و برآورده شدن حاجات مادی و دنیوی، به امام جواد(ع) متوسل میشوند. تجربه ثابت کرده توسل به ایشان سبب گشایش گرههای مالی و اقتصادی میشود. همچنین در حکایات و احوالات مومنان، اساسا لقب ایشان، جواد است و جود، وصف کسی است که زیاد میبخشد و لذا اعطای این لقب برای ایشان بیجهت نبوده است.
امام جواد(ع) با تمام محدودیتهایی که از سوی دستگاه عباسی متوجه او بود، از طریق نصب وکلا و نمایندگان، ارتباط خود را با شیعیان حفظ مىکرد. پیروان آن حضرت در جاهای مختلف از طریق وکلا سوالات و درخواستهای خود را به حضرت میرسانیدند. امام(ع) در سراسر قلمرو حکومت عباسى، کارگزارانى را اعزام مىکرد و با فعالیت گسترده آنان از تجزیه نیروهاى شیعه جلوگیرى مىشد. کارگزاران امام در بسیارى از استانها مانند اهواز، همدان، سیستان، بُست، رى، بصره، واسط، بغداد و مراکز سنتى شیعه یعنى کوفه و قم پخش شده بودند. امام به هواداران خود اجازه مىداد که به درون دستگاه حکومت نفوذ کرده، مناصب حساس را در دست بگیرند و از این راه به شیعیان کمک کنند.
امام جواد(ع) با عالمان فرقه های مختلفی مانند اهل حدیث، واقفیه، زیدیه و غلات در مسائل کلامی و اعتقادی مناظرات علمی داشت و در همه مناظرات بر آنان پیروز میشد؛ از جمله مناظراتی که آن حضرت داشت مناظره با قاضیالقضات دربار معتصم بود که شکست قاضیالقضات باعث شد که وی نزد معتصم از امام به بدی یاد کند و آن حضرت را خطری برای دستگاه معتصم معرفی کرد، معتصم با شنیدن سخنان قاضی متوجه عمق خطر شد و تصمیم گرفت هر چه زودتر نقشه قتل امام(ع) را اجرا کند و بالاخره از طریق امالفضل همسر آن حضرت نقشه خود را عملی کرد و آن حضرت را به شهادت رسانید.
دقت در سیره زندگی امام جواد(ع) برای ما راهگشاست. آن حضرت با همه محدودیتهایی که از سوی دشمنان داشت دست از تلاش نکشید و با شبکه سازی که از طریق اصحاب وکلایشان صورت گرفته بود، وظیفه خود را به خوبی انجام میداد. از سوی دیگر توجه خاصی به مباحث و مناظرات علمی داشت، یعنی هم در عرصه عمومی جامعه و کمک به نیازمندان و هم در عرصه خاص علمی، امام بروز و ظهور داشتند و هیچگاه گوشهنشینی و عزلتگزینی نداشتند، بلکه وظیفه خود میدانستند که در کوران حوادث جلودار مومنان و پرچمدار آنان باشند.
نظر دهید