تقارن تاریخی؛ از موسای کلیم تا غدیر خم
بررسی تطبیقی و ژرفنگرانه در خط سیر وحی نشان میدهد که همزمانی دو حادثه سرنوشتساز در هجدهم ذیالحجه، یعنی غلبه شکوهمند حضرت موسی کلیمالله(ع) بر ساحران فرعونی در حدود 2050 سال پیش از هجرت، و واقعه عظیم غدیر خم در رسالت خاتم الانبیاء(ص)، یک تصادف تاریخی محض نبوده، بلکه جلوهای از انسجام ساختاری در نقشه هدایت الهی است.
طلیعه و تجلی میعادگاه هدایت
هجدهم ذیالحجه در هندسه زمان و جغرافیای متن مقدس، صرفاً یک ایستگاه تقویمی در گذر ایام نیست؛ بلکه تجلیگاه یکی از ژرفترین سنتهای لایتغیر الهی در هدایت بشر و اتمام حجت بر خلایق است. تاریخ سرگذشت انسان، همواره بر مدار سنتِ تقابل بنیادین حق و باطل حرکت کرده و در این میان، برخی روزها به اراده حضرت حق، به عنوان «ایاماللّه» بر تارک تاریخ درخشیدهاند تا بیداری انسان را رقم بزنند. هجدهم ذیالحجه از منظر معرفتشناسی قرآنی، میعادگاه تجلی حجج الهی و روز پردهبرداری از دست قدرت خداوندی است؛ روزی که در آن، صراط مستقیم هدایت با تشریعی آشکار و تکوینی معجزهآسا، مرزهای توهم، ضلالت و طاغوت را در هم میشکند و حقیقتِ ناب ولایت را به عنوان تنها ریسمان نجات بشریت، در پیشگاه دیدگان حقیقتجو و خردورز تاریخ به تماشا میگذارد.
تلاقی دو میثاق در بستر سنتهای الهی
بررسی تطبیقی و ژرفنگرانه در خط سیر وحی نشان میدهد که همزمانی دو حادثه سرنوشتساز در هجدهم ذیالحجه، یعنی غلبه شکوهمند حضرت موسی کلیمالله(ع) بر ساحران فرعونی در حدود 2050 سال پیش از هجرت، و واقعه عظیم غدیر خم در رسالت خاتم الانبیاء(ص)، یک تصادف تاریخی محض نبوده، بلکه جلوهای از انسجام ساختاری در نقشه هدایت الهی است. این تلاقیِ شگرف، در واقع اتصالِ دو حلقه بنیادین از یک زنجیره واحد است که در آن، یکبار حقیقت حق در قالب معجزهای عیان، هیمنه پوشالی نظام استبدادی و ساحرانِ تحت فرمانش را فرو میریزد، و بار دیگر در سیمایِ ابلاغ رسمی ولایت و امامت، دین خدا را به کمال تام و تمام خود میرساند. در حقیقت، تقارن این دو رویداد بزرگ در این روز، جلوهگر این آموزه عمیق قرآنی است که هدایت جامعه بشری بدون حضور، تجلی و معرفی صریح «حجت و ولیّ خدا» ناقص خواهد ماند؛ خواه این حجت، عصایِ روشنگر موسوی در برابر سحر باطل باشد، خواه دستِ افراشته علوی در غدیرِ اتمام حجت.
یومالزینة؛ کارزار فرعونی و هژمونی باطل
برای درک عمق غلبه موسوی در هجدهم ذیالحجه، نخست باید بستر جامعهشناختی و سیاسی آن روزگار، یعنی واقعیت تاریخی «یومالزینة» را بازخوانی کرد. فرعون که حکومت استبدادی خود را بر پایه «تحمیق تودهها» «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ» (زخرف/54) و نظام طبقاتی استوار کرده بود، از سحر بهعنوان یک ابزار رسانهای و پروپاگاندای قدرتمند برای حفظ مشروعیت پوشالی خود بهره میبرد. در آن روز موعود، فرعون تمام سازوبرگ حکومتی و ساحران زبردست قلمرو خود را فرخواند تا در یک دادگاه علنی و با تکیه بر جنگ شناختی، دعوت توحیدی موسی(ع) را در نطفه خفه کند و هیمنه باطل را ابدی سازد. فضایِ میدان، آکنده از ریسمانها و عصاهایی بود که به چشم مردمان، جنبش و حیات یافته بودند و چنان رعب و چشمبندی بزرگی ایجاد کردند که قرآن از آن به «سحر عظیم»» وَجَاءُوا بِسِحْرٍ عَظِیمٍ» (اعراف/116) یاد میکند؛ کارزاری که در نگاه نخست، همه ابزارهای مادی و رسانهای آن در انحصار نظام فرعونی بود.
اعجاز موسوی و تجلی صولت حق
در اوج آن نمایش سترگ و در شرایطی که چشمهای مردمان خیره و دلها مرعوب قدرتنمایی ساحران شده بود، فرمان قاطع وحی فرارسید که «عصای خود را بیفکن»: «وَأَوْحَیْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَلْقِ عَصَاکَ» (اعراف/117) با افکنده شدن عصایِ موسوی، سنتِ تکوینی الهی جریان یافت و آن چوبِ خشک به اذنالله به حقیقتی عیان تبدیل شد که تمام بافتهها، تزویرها و توهمات برخاسته از سحرِ ساحران را به سرعت بلعید: «فَإِذَا هِیَ تَلْقَفُ مَا یَأْفِکُونَ» (اعراف/117). این لحظه تاریخی، نقطه عطف فروپاشی ساختاری نظام باطل بود؛ چرا که معجزه موسی(ع) برخلاف سحر ساحران که مبتنی بر تصرف در خیال و خطای دید مردم بود، حقیقتی عینی، منسجم و دگرگونکننده را پدید آورد. قرآن کریم این رخداد شگرف را با تعبیری معرفتشناختی توصیف کرده و میفرماید: «فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» (اعراف/118) «پس حق آشکار شد و آنچه آنان میکردند باطل گشت». این غلبه، فراتر از شکست یک گروه در یک مسابقه، در هم شکستنِ هژمونی فکری و فلسفه سیاسی فرعونیسم در پیشگاه تودهها بود.
سجده ساحران؛ عقلانیت تخصص در آستانه ایمان
شگفتانگیزترین پرده از این حماسه قرآنی در هجدهم ذیالحجه، واکنش ناگهانی و بیدرنگ ساحران است که قرآن با تعبیرِ دقیق: «وَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سَاجِدِینَ» (اعراف/120) «و ساحران به سجده درافتادند» از آن یاد میکند. ساحران که خود صاحبان تخصص، علم و تکنیکِ آن روزگار بودند، بهتر از هر کس دیگری مرز میان شعبده و حقیقت را میشناختند؛ ازاینرو، بهمحض مشاهده حقیقت، خطکشهای مادی خود را کنار گذاشتند و دریافتند آنچه رخ داده، فراتر از توان بشر و از جنسِ ولایت و قدرت مطلقه تکوینی است. این تسلیمِ آگاهانه و شجاعانه در برابر تهدیدهای موحش فرعون به تقطیع و تصلیب، نشان داد که علم و تخصص اگر با لجاجت و کبر همراه نباشد، میتواند کوتاهترین مسیر برای رسیدن به ایمان شهودی باشد. ساحران با این اقدام، از ابزار دستِ طواغیت بودن به مبلغان توحید بدل شدند و اولین گام از اتمام حجت الهی را در این روز با خون و ایمان خود امضا کردند.
از میثاق موسوی تا کمال مصطفوی در غدیر خم
امتدادِ همان سنتِ سرنوشتسازِ اتمام حجت که روزی در کارزار «یومالزینة» با تجلی اعجاز عصای موسوی تجسم یافت، قرنها بعد در همان هجدهم ذیالحجه، در پهنه تفته غدیر خم و در بستر رسالت خاتمالانبیاء(ص) به کمالِ غایی و ساختاری خود رسید. رسول خدا(ص) در بازگشت از حجةالوداع، در نقطهای که مسیر کاروانها از هم جدا میشد، با نزول قاطع و تکاندهنده آیه تبلیغ مواجه گردید که میفرماید: «ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است را ابلاغ کن؛ و اگر نکنى، رسالت او را انجام ندادهاى»: «بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» (مائده/67). این لحن خطیر و بیبدیل وحی، نشاندهنده آن است که دین بدون تبیینِ هندسه آینده و معرفی نظام سرپرستی جامعه، کالبدی بیروح خواهد بود. در حقیقت، همانگونه که اراده الهی در عصر موسی(ع) جامعه را در برابر سحر و سیطره فرعونی رها نکرد، در عصر اسلام نیز با صدور فرمان غدیر، بسترِ استمرار هدایت و صیانت از دستاوردهای وحی را رقم زد.
حقیقت ولایت علوی؛ قوامبخشی به هندسه هدایت
پیامبر اکرم(ص) در اجرای آن فرمان خطیر الهی، در برابر دیدگان هزاران زائر، دست علی بن ابیطالب(ع) را فراز آورد و با اعلام منشور جاودانه «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلاهُ»، حقیقتِ نظام ولایت و امامت را بنیان نهاد. فلسفه غدیر در معرفتشناسی قرآنی، فراتر از معرفی یک شخص به عنوان جانشین، تبیین یک الگو و سیستم الهی برای مدیریت و تکامل جامعه بشری است. امامت، جانمایه و استمرار ساختاری نبوت است که مانع از انحراف امت و بازگشت جامعه به سنتهای جاهلی میشود. در این منظومه فکری، ولایت امیرالمؤمنین(ع) بهعنوان تراز سنجش ایمان و عدالت تجلی مییابد؛ چرا که او جامعِ کمالات وحیانی، مفسر راستین متن مقدس و مظهر پیوند عمیق میان عقلانیت و معنویت است. معرفی علی(ع) در غدیر، برافراشتنِ همان پرچم حقطلبی بود که پیش از این در دستان انبیا بود تا امت اسلام در گرداگرد این محور استوار، از تندبادهای شبهه و نفاق مصون بماند.
خطوط موازی هدایت در میعادگاه حق
نگاهی ساختاریافته به این دو واقعه در هجدهم ذیالحجه، خطوط موازی و شگرفی را آشکار میسازد که نشاندهنده یگانگیِ منبع و هدف در هر دو میثاق الهی است. در کارزار نخست، عصای موسی(ع) توهمات ساحران را میبلعد و نظام طاغوت را بیاعتبار میسازد، و در رویداد دوم، خطبه غدیر و معرفی نظام امامت، ابزارهای نفاق و جاهلیت مدرن را خنثی کرده و راه را بر تحریفِ دین میبندد. در هر دو حادثه، تفکیک صریح و بیپرده میان حق و باطل رخ میدهد؛ با این تفاوت که در عصر موسوی، این مرزبندی با یک معجزه تکوینی برای دفع شرِ فرعون تجلی مییابد، اما در عصر مصطفوی، در قالب یک تشریع رسمی و نظاممند برای بقایِ ابدی اسلام نمودار میشود. این پیوند وثیق نشان میدهد که هجدهم ذیالحجه در تطور تاریخی ادیان، روزِ خروج انسان از ظلمتِ تحمیق و تزویر، و ورود به ساحتِ نورانی معرفت و سرسپردگی به حجتِ بر حق خداست.
امتداد معرفتی ۱۸ ذیالحجه در افق عصر حاضر
بازخوانی این دو حماسه توأمان در هجدهم ذیالحجه، پیامهایی زنده، پویا و راهگشا برای انسان و جامعه امروز به همراه دارد. این تقارن شگرف به جامعه معاصر و بهویژه جامعه دانشگاهی میآموزد که نزاع میان حق و باطل، جریانی مستمر است و جبهه باطل همواره با بازتولید ابزارهای نوین، سحرها و پروپاگانداهای پیچیدهتر در قالب جنگهای شناختی و رسانهای، به دنبال تحمیق تودهها و کمفروغ کردن نور حق است. اما پیامِ این روز، امید، استقامت و عقلانیت است؛ چرا که بر اساس نص صریح قرآن در آیه اکمال که در همین روز نازل شد، معرفی نظام ولایت، نقطه ناامیدی قطعی جبهه کفر و استکبار از خاموش کردن نور الهی است: «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ» (مائده/3). این روز به انسانها یادآور میشود که در برابر تزویرهای نظامهای فرعونی مدرن، تنها با تمسک به «حجت خدا» و بصیرت برخاسته از ولایت عترت و قرآن میتوان ساختارهای باطل را در هم شکست و مسیر توحید را تداوم بخشید.
تجدید میثاق عقلانیت و ولایت در ساحت علوم قرآنی
براساس آنچه گفته شد، هجدهم ذیالحجه تجلیگاه پیوند وثیق میان عقلانیت، علم و تسلیم در برابر حقیقت است؛ روزی که در آن، خط سیر هدایت الهی از شکست سحر فرعونی تا کمال دین در غدیر، یکپارچگی خود را به اثبات میرساند. برای جامعه دانشگاهی، این مناسبت فراتر از یک یادبود تاریخی، یک مأموریت معرفتی و پژوهشی است؛ مأموریتی برای تبیینِ دقیق و علمیِ آیاتِ ولایت و روشنگری در برابر شبهات و سحرهای فکری معاصر. ما با تکیه بر این میراث عظیم، عهد خود را با قرآن و عترت تجدید میکنیم و از پیشگاه حضرت حق مسألت داریم که گامهای ما را در مسیر شناخت، تبیین و نصرتِ حجج الهی استوار بدارد و دلهایمان را به نور ایمانِ ساحرانِ حقجو و ثباتقدمِ غدیرپویانِ باوفا روشن سازد، تا در سایهسار کلام وحی، طلایهدار تمدن نوین اسلامی باشیم.
کبری راستگو، دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم
نظر دهید