غدیر، عامل وحدت نه تفرقه
دکتر زهره نریمانی دانشیار دانشگاه علوم ومعارف قرآن کریم دانشکده کرمانشاه
ضمن عرض سلام و تبریک به مناسبت عید بزرگ خداوند یعنی غدیر خم، برآن هستیم تا چند کلامی را پیرامون غدیر به عنوان عامل وحدت در خدمت شما باشیم. رهبر شهید و معظم انقلاب در یکی از سخنرانی های خود در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی، جملهای پر مغز فرمودند که خود میتواند آغازگر پژوهش ها و مداقههای علمی خوبی باشند. ایشان فرمودند: «مضامینی که در واقعهی غدیر مورد توجه باید قرار بگیرد مضامین خیلی وسیعی است که به معرفت اسلام منتهی میشود. صرفاً این نیست که امیرالمؤمنین را به ولایت منصوب کردند؛ مفاهیم مهم دیگری هم در دل آن است». ما با دقت در واقعه غدیر و اساس کارها و رویداهای فعلی و قولی حادث شده در آن میتوانیم یک مضمون متعالی که از لوازم خاصی نیز برخوردار است را بیابیم: این مضمون متعالی که جامعه ما نیز کنون سخت بدان نیازمند است اصل عالی و پرمغز وحدت و احتراز از تفرقه است. جایگاه وحدت در نظامهای اجتماعی بهگونهی عام و سپس نظام توحیدی بسیار پر رنگ و قابل توجه است. خداوند به کرات ماجراهای مربوط به حضرت موسی و بنی اسرائیل و فرعون و... را در قالبهای گوناگون و به مناسبتهای مختلف نقل فرمودند. از دلایل این تکرار و نقل شاید آن باشد که آن حوادث و رویدادها، در امت اسلام نیز تکرار خواهد شد و لازم است که ما برای چگونگی برخورد و گذراندن آنها از قرآن الگو بگیریم. به همین سبب داستان حضرت موسی را از زوایای گوناگون مطرح نمودهاند. یکی از آن داستانها ماجرای جانشینی برادر و وصی حضرت موسی یعنی, حضرت هارون است. موسی علیه السلام پس از بازگشت از کوه طور و میقات الهی، با صحنه وحشتناک انحراف قوم از مسیر توحید و گوساله پرستی آنها مواجه میشود. به صورت کاملاً طبیعی حضرت برآشفته شده و از برادر خود که جانشین ایشان بوده، سبب این گمراهی امت و مانع نشدن حضرتش به طور جدی را جویا میشود. جواب حضرت هارون که باعث اقناع حضرت موسی نیز میشود سخت قابل درنگ است:« قالَ یَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَ لا بِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرائِیلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی»(طه:94). تعابیر حضرت هارون بسیار شگرف است. اساساً بر محور وحدت و دوری از تنش و تفرقه میچرخد. تعبیر« یَا بْنَ أُمَّ» ای پسر مادرم حکایت از ارجاع دادن موسی و دیگران به یک اصل و خاستگاه نژادی و قومی و ملی است که با این عبارت حضرت در پی آن هستند تا یک همسوئی عاطفی و ملی را پررنگ نمایند. پس از آن دلیلی که ایشان برای عدم مقابله خشن و به تعبیری مبارزه نکردن و صبور ماندن تا بازگشت موسی ذکر میکنند خیلی دقیق و قابل تأمل است.« إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرائِیلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی». من ترسیدم اگر کاری انجام دهم تو بگوئی میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی و مراقب قول من نبودی. پیداست که اگر هارون اقدام به کاری میکرد میان بنی اسرائیل نوپا که یک جامعه تازه رها شده از استبداد و ستم فرعونی بودند درگیری داخلی و تفرقه حاکم میشد. از اینرو حضرت هارون این پیامبر عظیم الشأن خدا حاضر است در مقطعی شاهد شرک قوم باشد اما نظاره گر تفرقه و فروپاشی آنها نباشد. دلیل پایانی نیز سخت قابل توجه است: « وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی». ترسیدم بگوئی مراقب قول من نبودی!!! از آیه اینگونه بر می آید که قول مورد تأکید حضرت موسی که هارون موظف به مراقبت و نگهبانی و پاسداری برآن بود، وحدت بنی اسرائیل بود.
حال در ماجرای غدیرخم نیز رسول خدا با تعیین جانشین و وصی خود، و تبیین و تشریح اوصاف ایشان و دشمنانشان، محور وحدت جامعه اسلامی را بنیان نهادند. اینکه رسول خدا دستور میدهند همه مردم حاضر در حج، باید باشند تا سخن رسول خدا را بشنوند؛ آنانکه جلو رفتند برگردند، و منتظر باشیم آنانکه که جاماندهاند برسند، خود عالی ترین نماد و نشانه یکپارچگی و باهم بودن در جامعه اسلامی است که رسول خدا با این حرکت و انتظار به منصه ظهور می-رسانند. آنانکه جلوتر رفتند برگردند چراکه پیشی گرفتن از خدا و رسولش جایز نیست«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»(حجرات:1) آنانکه عقب ماندن سریع بیایند که پس ماندن از رسول خدا گمراهی و آشفتگی به همراه دارد.« وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِینَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَیْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَیْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَیْهِ ثُمَّ تابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (توبه:118).
پس هدایت و رشد در چیست؟ باهم بودن کنار رسول خدا و اطاعت از او و بر محور رسول خدا چرخیدن. علی بن ابی طالب(علیه السلام) مأمور به حفظ این باهم بودن شدند. خود حضرت نیز پس از حوادث ارتحال رسول خدا و ماجرای غصب خلافت و فدک و... همین استدلال را به محضر حضرت زهرا و در واقع برای تاریخ ارائه میدهند.
نکته مهم آن است کسانی حقیقت و اهمیت این وحدت را خوب میفهمند که از یک نعمت و موهبت دیگر خدای تعالی نیز بهره مند باشند و آن نعمت فرقان است که اتفاقاً از نام های مبارک قرآن است که در ماه مبارک رمضان بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شده است.«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ».(بقره:185) و این موضوع نیز از ماجرای غدیر بهخوبی استنباط میشود. رسول خدا سعی داشتند جامعه اسلامی را به این رشد برسانند که توان تشخیص حق از باطل را داشته باشند.
فرقان به معنای قوه تشخیص حق از باطل به طور عام است. میدانیم که حق دامنه گسترده ایی داشته و جزئی ترین حق مربوط به هرجانداری است تا عالی ترین آن که در خصوص حقوق خدای تعالی است. فرقان موهبتی است که با برخورداری از آن، راه سعادت و شقاوت انسان رقم میخورد. اگر انسان از این قوه تمییز برخوردار نباشد به دام هواخواهی و جانبداری از شیاطین و باطل خواهد افتاد. یکی از مواضعی که وجود قوهی تمییز در آن ضرورتی اجتناب ناپذیر بود، عرصهی همراهی با جانشین و وصی رسول خدا به عنوان چرخ محور جامعه بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله است. در غدیر خم رسول خدا(ص) در خطبه ایی که ایراد فرمودند با عزم راسخ و صراحت کامل، در پی ترسیخ و تحکیم این قوه در میان اصحاب بودند. ایشان با تبیین و ترسیم دقیق جایگاه اهل بیت(علیهم السلام) و دشمنی کردن با آنان، به خوبی مرزبندی شفافی میان حق و باطل؛ و دوستی و دشمنی با آن را به عمل آوردند. در خطبه غدیر و پس از آن که رسول خدا(ص) صراط مستقیم را روشن نمودند، سخنرانی پیامبر صلی الله علیه و آله در معرفی دو گروه دوست و دشمن اهل بیت علیهم السلام ادامه یافت. حضرت یازده جمله در این باره فرمود که شش جمله آن در توصیف دوستان اهل بیت علیهم السلام و پنج جمله در وصف دشمنان آنان بود. این توصیفات رسول خدا در راستای اعطای فرقان به اصحاب و امت بود که با کمک بدان میتوان وحدت جامعه اسلامی را قوام دهند. از سیره رسول خدا و امیرالمومنین در غدیر و پسا غدیر، میتوان آموخت کسانی که بر طبل تفرقه میکوبند نه از قوه تمیز خوب و بد، برخوردارند و نه به خوبی حق و باطل را از هم تفکیک میکنند و مهم تر از همه آنکه از تقوای لازم الهی نیز برخوردارنیستند. آنان کسانی هستند که همیشه از رسول خدا پیشی گرفته و نمیخواهند از قول پیامبر خدا مراقبت کنند. از این رو هر روز به گونهای بر انشقاق جامعه و چند قطبی نمودن آن و تفکیک و مرزبندی بین افراد آن با عناوین مختلف اصرار دارند. رویهای که بارها رهبری شهید به احتراز از آن توجه داده اند.
نظر دهید