• 1405/06/18 - 08:42
  • - تعداد بازدید: 6
  • - تعداد بازدیدکننده: 6
  • زمان مطالعه : 8 دقیقه

«تسویل»؛ ترفند شیطان برای وارونه‌نمایی زشتی و زیبایی

عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر با استناد به تفسیر «تسنیم» آیت‌الله جوادی آملی با تشریح مفهوم «تسویل» در آیات ۲۶ تا ۲۸ سوره محمد(ص) گفت: شیطان با بهره‌گیری از حس زیبایی‌خواهی انسان و همراهی نفس مسوّله، زشتی‌ها و گناهان را در نظر انسان زیبا جلوه می‌دهد و زمینه سقوط او از مسیر هدایت را فراهم می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین مقدس عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر با استناد به تفسیر تسنیم آیت‌الله جوادی آملی به تفسیر آیات ۲۶ تا ۲۸ سوره مبارکه «محمد» پرداخته است که مشروح آن را در زیر می‌خوانیم:

«إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ» (آیه ۲۶)

به نظر می‌رسد چون در آیات پیشین از اقفال قلوب منافقان و سست ایمان‌ها خبر داد در این آیات منشأ قفل دلشان را بیان می‌کند. باید دانست برخی از کسانی که به ظاهر اسلام را پذیرفته بودند و درواقع، آن را قبول نداشتند؛ یا نخست آن را پذیرفتند و سپس از آیین اسلام برگشتند؛ چنین کسانی که دین حق برایشان تبیین شد و پس از آشکار شدن راه هدایت و آشنایی با حقایق دین الهی، از آن‌رو برگرداندند شیطان آن‌ها را فریفت و کارهای زشتشان را در نظرشان زینت داد و به آرزوهای دور و درازشان انداخت.

مراد از تسویل همان زیبا نشان دادن کارهای زشت است که از سوی شیطان صورت می‌گیرد. باید پذیرفت در بسیاری از افراد سست عنصر و یا دارای ضعف ایمان این عمل از سوی شیطان تحقق می‌یابد. جمله «ارتدوا عَلَى اَدبرِهِم» به معنای واپسگرایی و کفر پس از ایمان است؛ آن‌ها می‌دانستند که قرآن کتابی نیست که بشر آن را تدوین کرده باشد و معجزه بودن آن برایشان روشن بود، بلکه به نبوت پیامبر اکرم(ص) و تلازم میان آن و آوردن قرآن نیز آگاه بودند.

از منظر قرآن کریم شیطان سبب آرزوهای دور و دراز در انسان می‌شود و نمی‌تواند انسان را به گناه وادارد. او در گمراه کردن انسان حدی مشخص دارد و تنها در اندازه وسوسه می‌تواند اثرگذار باشد، از این‌رو در قیامت که گناهکاران او را سرزنش می‌کنند و می‌گویند تو سبب گمراهی ما بودی در پاسخ می‌گوید: «و قال الشَّیطنُ لَمّا قُضِیَ الأَمْرُ إِنَّ اللهَ وَعَدَکُمْ وَعَدَ الحَقِّ وَوَعَدتُکُم فَأَحْلَفْتُکُم وما کانَ لِی عَلَیْکُم مِن سُلطانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُم لی فَلا تلومونی و لوموا أَنفُسَکُم ما أنَا بِمُصْرِخِکُم وَ مَا أَنتُم بِمُصْرِخِیَّ؛ خودتان را ملامت کنید؛ من شما را به گمراهی دعوت کردم و پیامبران الهی نیز شما را به هدایت فراخواندند؛ ولی شما آن را نپذیرفتید و به دعوت من مثبت پاسخ دادید؛ نه من می‌توانم به ناله‌های شما پاسخ دهم و شما را از عذاب دوزخ‌هایی بخشم نه شما می‌توانید به فریاد من برسید و مرا از گرفتاری نجات دهید.» (سوره ابراهیم/ آیه ۲۲)

از منظر علامه جوادی آملی تسویل و املای شیطان بر مرتدان سبب همراهی و پیوند آن‌ها با کافرانی شد که از تعالیم وحیانی و آموزه‌های قرآن کریم کراهت داشتند، پس به آن‌ها همکاری را وعده داده و گفتند ما در برخی از کارها از شما اطاعت می‌کنیم «ذلِکَ بِأَنَّهُم قالوا لِلَّذِینَ کَرِهوا ما نَزَّلَ اللهُ سَنُطِیعُکُم فی بعض الأمر» جمله «سنطِیعُکُم فى بعض الأمرِ» سخن مرتدان به کافران است که به آن‌ها اطاعت را وعده می‌دادند. از مقید کردن اطاعت و پیروی خود به بعضی امور روشن می‌شود که مرتدان نمی‌توانستند با صراحت سخن خود را بیان کنند، زیرا اگر در ظاهر کاملاً از کافران فرمان می‌بردند، دستخوش خطر قرار می‌گرفتند، از این‌رو پنهانی و سری به کافران وعده می‌دادند که در برخی امور از آن‌ها اطاعت می‌کنند.

از این گفت‌وگو روشن می‌شود که این گروه، برخی از منافقان بودند که با کافران گفت‌و‌گوی پنهانی داشتند و به همکاری و اطاعت قول می‌دادند و قرآن کریم رازهایشان را در این آیه آشکار کرده؛ مؤید آن جمله «و اللهُ یَعْلَمُ اِسرارهم» است که گویاست خدای سبحان همه رازها و کارهای پنهانی‌شان را می‌داند؛ هم از کفر درونی و نفاقشان آگاه است؛ هم از توطئه آن‌ها ضد اسلام و هم‌پیمان بودنشان با کافران و یهودیان، چنان که از دشمنی حسادت و عناد مخفی یهود نیز آگاه است.

خدای متعال از سویی حس زیباخواهی را درون انسان نهاده و از سوی دیگر، زشتی و زیبایی‌ها را برای او بیان کرده است دشمنان و شیاطین از حس زیباخواهی انسان بهره می‌گیرند و به کمک نفس مسوّله که از قوای باطنی انسان است، چیزهای زشت را آراسته و آن‌ها را زیبا به انسان جلوه می‌دهند که در اصطلاح آن را تسویل می‌گویند، چنان‌که به چاه انداختن یوسف که زشت بود، نزد برادران وی زیبا جلوه کرد: «سَوَّلَت لَکُم أَنفُسُکُم» و بت‌سازی و دعوت به پرستش آن زشت بود و نزد سامری زیبا جلوه کرد و به آن پرداخت؛ سپس چنین گفت: «سَوَّلَت لی نفسی» در حالی‌که آنچه به‌صورت تابلوی زرینی جلوه کرد و آن را پذیرفت در حقیقت آلودگی‌ها و رذایل بودند.

نفس مسوَّله، گاهی شرک را به جای توحید می‌نشاند و آن را برای خود و دیگران زیبا جلوه می‌دهد. اگر انسان مراقب شیطان و نفس خود نباشد، آن‌ها سم‌هایی تزیین شده را به انسان می‌خورانند و وی را هلاک می‌کنند «تسویل» هم به شیطان نسبت داده شده: «الشَّیطانُ سَوَّلَ لَهُم» هم به نفس: «سَوَّلَت لَکُم أَنفُسُکُم» زیرا نفس آدمی عامل قریب این کار است.

شیطان، عامل بیرونی و نفس مسوله عامل درونی است که با کمک یکدیگر مغالطه می‌کنند و حس زیباخواهی انسان را به خطا می‌کشانند و آنچه را که بخواهند انجام شود در نظر انسان زیبا جلوه می‌دهند و سپس فرمانروایی او را بر عهده می‌گیرند و نفس که تاکنون مسوله بود به نفس اماره بدل می‌شود؛ یعنی انسان زیر سلطه شیطان و نفس قرار می‌گیرد و آن‌ها او را به بدی‌ها امر می‌کنند و انسان نیز اطاعت می‌کند. بر این اساس افراد سست ایمان و منافقان گرفتار تسویل و املای شیطان به کافران چنین گفتند: «سَنُطِیعُکُم فی بعض الأمر.»

نفس انسان از آغاز او را به کارهای زشت فرمان نمی‌دهد و اماره بالسوء نیست بلکه در شروع امر نفس مسوله است و کارهای زشت را برای وی می‌آراید و برای انسان دام می‌اندازد تا شکارش کند و در جنگ درونی پیروز شود و پس از پیروزی انسان را به اسارت گرفته و خودش امیر شود. اگر انسان در جهاد اوسط که جهاد نفس و عقل است اسیر نشود، نفس اماره نمی‌تواند امیر او شود کسانی که در پرتو هدایت‌های اولیای الهی حرکت می‌کنند، هرگز اسیر نفس نمی‌شوند؛ یا بر نفس پیروز شده و فاتح جنگ‌اند؛ یا در معرکه شهید می‌شوند.

در روایات آمده که شیعیان و محبان اهل بیت(ع) اگر در بستر هم بمیرند شهیدند: «فإنه من مات منکم على فراشه و هو على معرفة حق ربه و حق رسوله و أهل بیته مات شهیداً، من مات على حب آل محمد مات شهیداً»، برخی به ریاضت نفس می‌پردازند؛ مانند حضرت علی(ع) که نفسشان را با تقوا ریاضت می‌دادند: «إنّما هی نفسی أروضها بالتقوى» آنان فاتح این نبردند و خودشان امیر نفس می‌شوند؛ آن‌گاه نفسشان امّاره بالحسن می‌شود؛ اینان در مقابل کسانی‌اند که نفسشان اماره بالسوء است. «فَکَیْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلَائِکَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ(۲۷) ذَلِکَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَکَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَلَهُمْ(۲۸).»

از نگاه صاحب تفسیر تسنیم این آیات، نتیجه‌گیری از مطالب پیشین‌اند و فرجام تلخ و سرنوشت بد مرتدان را به هنگام مرگ گزارش می‌دهند تفریع جمله «فَکَیفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُ المَلائِکَةُ» بر آیه «إِنَّ الَّذِینَ ارتَدُّوا عَلَى أَدبرِهِم» برای بیان عذابی است که هنگام مرگ حال مرتدان را فرامی‌گیرد که تا قیامت و استقرارشان در عذاب جاوید جهنم با آن‌ها همراه است.

کسانی که با تعالیم وحیانی و رسالت پیامبر اکرم(ص) و رهبری اولیای الهی پس از آشکار شدن حق برایشان مخالفت و از هوای نفس پیروی می‌کنند و از عمل به تکالیف الهی سرباز می‌زنند هنگام مرگ چگونه می‌توانند عذاب مأموران الهی را تاب آورند؟ آن‌گاه که فرشتگان مأمور قبض روح در زمان گرفتن جانشان به صورت‌ها و پشت‌هایشان می‌زنند «فَکَیفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ المَلْئِکَةُ یضربونَ وُجُوهَهُم و أدبرَهُم»، جمله «یضربونَ وُجوهَهُم» ناظر به کار فرشتگان مأمور آخرت و «یضربون أدبارهم» به کار فرشتگان مأمور دنیا اشاره دارد: فرشتگانی که مأمور کارهای دنیایی‌اند با شدت بر پشت آن‌ها می‌زنند و از دنیا بیرونشان می‌کنند. و به آن‌ها می‌گویند عمرتان تمام شد و کاری نکردید و فرشتگانی که مأمور کارهای آخرت‌اند با فشار آن‌ها را تحویل می‌گیرند و به صورتشان سیلی می‌زنند و می‌گویند با دست خالی و پرونده سیاه و پر از گناه در اینجا چه خواهید کرد؟

ممکن است همان فرشتگان مسئول قبض روح چهره‌ها و پشت‌های تبهکاران را بزنند؛ لیکن با توجه به تداوم این عذاب در برزخ که از فعل مضارع یضربون فهمیده می‌شود احتمال تعدد ملائکه عذاب، وجیه به نظر می‌رسد.

مشابه این تعبیر، آیه ۵۰ سوره مبارکه «انفال» «وَلَوْ تَرَى إِذْ یَتَوَفَّى الَّذِینَ کَفَرُوا الْمَلَائِکَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ» است. کافران افزون بر هنگام مرگ در قبر نیز دارای عذاب و فشارند.

آیت‌الله جوادی آملی در پایان این بخش از تفسیر بیان می‌دارد که اموری فراوان در قبولی طاعت شرط هستند که احاطه بر همه آن‌ها میسور همگان نیست از این رو معلوم نیست کدام طاعت مقبول خداست تا رضای الهی را همراه داشته باشد چنان که غضب خدا در معصیت دینی نهفته است، پس هیچ طاعتی را نباید کوچک و کم ارزش تلقی کرد و هیچ معصیتی را نباید کوچک و بی خطر دانست.

  • گروه خبری : گروه های محتوا
  • کد خبر : 4122
کلمات کلیدی
محمد جوکار
خبرنگار

محمد جوکار

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید