• 1405/03/12 - 09:41
  • - تعداد بازدید: 13
  • - تعداد بازدیدکننده: 13
  • زمان مطالعه : 5 دقیقه

از یوشع تا علی(علیهماالسلام)؛ تداوم سنت الهی جانشینی

کبری راستگو دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، دانشکدۀ علوم قرآنی مشهد

فلسفه هدایت و قاعدۀ استخلاف

واقعه شگرف هجدهم ذی‌الحجه(عید سعید غدیر خم)، صرفاً یک رخداد تقویمی یا برشی تاریخی در صدر اسلام نیست؛ بلکه تبلور عینیِ یکی از استوارترین سنن الهی در نظام تشریع است. غدیر خم، نقطه پیوند نبوت و امامت و دلیلی روشن بر این حقیقت است که مسیر هدایت بشر با انقطاع وحی، دچار انسداد نمی‌شود. اندیشه «جانشینی الهی» یا همان سنّت «وصایت»، گزاره‌ای فرادینی است که در بستر تاریخ انبیا پیشینه‌ای به قدمت خودِ رسالت دارد. بر اساس سنت لایتغیر الهی، امت‌ها هرگز پس از رحلت پیامبران در حیرت و بی‌سروسامانی رها نشده‌اند. این سنت پابرجا چنان ابعاد دقیقی دارد که حتی در بستر تاریخ نیز به تجلی نشسته است؛ گویی اراده الهی بر آن بوده تا تقارن شگرفی میان وصایت و جانشینی امیرالمؤمنین(ع) در عید غدیر با وصایت یوشع بن نون(ع) در حدود دو هزار سال قبل از هجرت رقم بخورد. بررسی تطبیقیِ رابطه معنوی و تاریخی حضرت یوشع بن نون(ع) و امیرالمؤمنین علی(ع)، پرده از این پیوستگی تاریخی و سنّت دیرینۀ الهی برمی‌دارد.

 جایگاه کلامی وصایت و استخلاف در قرآن

هدایت الهی منظومه‌ای جامع است که با ابلاغ وحی آغاز می‌شود، اما بقا و استمرار آن در گرو تبیین و صیانت از دین توسط رهبری صالح است. قرآن کریم در آیات متعددی از جمله آیه﴿ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ﴾ (نور/55) به قانون کلی «استخلاف» و تداوم هدایت اشاره می‌کند. تفرّق امت پس از پیامبر، اصل و دستاورد رسالت را با مخاطره جدی روبه‌رو می‌سازد؛ ازاین‌رو، مسأله تعیین وصی در ادیان توحیدی، نه یک ضرورت سیاسیِ مصلحت‌اندیشانه، بلکه یک قاعده کلامی و بنیادین برای صیانت از شریعت است تا جامعه به عهد جاهلیت خویش بازنگردد. یوشع بن نون(ع)؛ تجلی سنّت وصایت در عهد موسوی

در تاریخ بنی‌اسرائیل، حضرت موسی(ع) رسالتی عظیم و ساختارکننده داشت. او امتی متمرِّد و آسیب‌دیده را تربیت کرد، اما افق آینده این قوم بدون وجود جانشینی الهی، به تیرگی اختلاف و ارتداد کشیده می‌شد. موسی(ع) با درک عمیق از این ضرورت، به امر الهی، شخصیت برجسته و ممتازی به نام «یوشع بن نون» را به عنوان جانشین خود معرفی کرد.

قرآن کریم در آیه شریفه ﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّىٰ أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَیْنِ...﴾ (کهف/60)، از یوشع بن نون به‌عنوان «فتی» (همراه، جوانمرد و شاگرد خاص موسی) یاد می‌کند. یوشع، سال‌ها در سایه‌سار وحی موسوی پرورش یافته و در مواقف دشواری (همچون سفر علمی به مجمع‌البحرین و همراهی با موسی در حوادث بیابان تیه) اخلاص، استقامت و آگاهی عمیق خود را به اثبات رسانده بود. انتصاب یوشع بن نون، فراتر از یک انتخاب قبیله‌ای، تجلی اراده الهی برای تداوم رهبری معنوی جامعه بود.

 غدیر؛ تجلی اکمالِ سنّت جانشینی در امت خاتم

قرن‌ها پس از عهد موسوی، همان سنّت لایتغیر الهی در چشم‌اندازی کامل‌تر و جهانی در غدیر خم متجلی شد. رسول خدا(ص) در بازگشت از حجةالوداع، با نزول آیه تبلیغ: ﴿یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ...﴾ (مائده/67) مأمور به ترسیم آینده کلامی و سیاسی امت شدند. غدیر، میعادگاه اعلام همبستگیِ ساختاریِ نبوت و ولایت بود. پیامبر اکرم(ص) با معرفی علی بن ابی‌طالب(ع) به عنوان هادی و مرجع امت، مسیر رسالت را ابدی ساختند و بلافاصله آیه اکمال نازل شد: ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا...﴾ (مائده/۳). این هم‌زمانی، تلازم و پیوستگی آیات نشان می‌دهد که اسلام به عنوان خاتم ادیان، هرگز امت را بدون استراتژیِ هدایت رها نکرده است.

شباهت‌های ساختاری یوشع و علی(علیهماالسلام)

واکاوی متون روایی(البرهان فی تفسیر القرآن، 3/651؛ المعجم الکبیر، 6/221؛ کنز العمّال، 11/610)، شباهت‌های شگرفی را میان یوشع بن نون و امیرالمؤمنین علی(ع) آشکار می‌سازد که نشان‌دهنده یک الگوی واحد الهی است. گویاترین مستند روایی در این باب، حدیثی است که محدثان بزرگ از سلمان فارسی نقل کرده‌اند؛ سلمان می‌گوید از رسول خدا(ص) پرسیدم: «ای پیامبر خدا، وصی شما کیست؟» پیامبر(ص) ابتدا سوالی مطرح کردند و فرمودند: «تَعْلَمُ مَنْ وَصِیَ مُوسَى؟ قُلْتُ: نَعَمْ، یُوشَعُ بْنُ نُونٍ. قَالَ: لِمَ؟ قُلْتُ: لِأَنَّهُ کَانَ أَعْلَمَهُمْ. قَالَ: فَإِنَّ وَصِیِّی وَمَوْضِعَ سِرِّی، وَخَیْرَ مَنْ أَتْرُکُ بَعْدِی وَ...، عَلِیٌّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ؛ آیا می‌دانی وصی موسی که بود؟ گفتم: آری، یوشع بن نون. فرمود: چرا او؟ گفتم: چون او داناترینِ امت موسی بود. پیامبر فرمود: پس به راستی وصی من، رازدار من و بهترین کسی که پس از خود می‌گذارم و...، علی بن ابی‌طالب است.»

علاوه بر این، در احادیث متعددی از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) صراحتاً آمده است: «کَانَ وَصِیُّ مُوسَى بْنِ عِمْرانَ یُوشَعَ بْنَ نُونٍ؛ وصی موسی بن عمران، یوشع بن نون بود» که تطبیق ساختاری این دو عهد را کامل می‌کند. این همسانی ساختاری نشان‌دهنده الگوهای زیر است:

  • پابه‌پایی و معیت کامل: همان‌طور که یوشع «فتی» و همراه خستگی‌ناپذیر موسی(ع) بود، علی(ع) نیز از طفولیت در آغوش پیامبر(ص) پرورش یافت و نخستین ایمان‌آورنده و ملازم دائم ایشان بود.
  • مرجعیت علمی و صیانت از شریعت: همان‌گونه که سلمان اشاره کرد، یوشع به دلیل «اعلمیت» به وصایت رسید؛ ملاکی که در اسلام نیز با تعبیر پیامبر(ص) «أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَعَلیٌّ بَابُهَا» بر امامت علی(ع) سایه افکند.
  • مظلومیت و پایداری در برابر عهدشکنان: تاریخ گواهی می‌دهد که یوشع بن نون پس از موسی(ع) با کارشکنی برخی از سران بنی‌اسرائیل (از جمله خروج صفورا) مواجه شد؛ همان‌گونه که علی(ع) پس از رسول خدا(ص) با نقض عهدِ ناکثین، قاسطین و مارقین روبه‌رو گردید اما صبورانه بر مدار حق ایستادگی کرد.

 غدیر، شناسنامه استمرار قدسی

در بینش اصیل قرآنی، رهبری امتی که بر اساس وحی شکل گرفته است، نمی‌تواند منقطع از معنویت و گزینش الهی باشد. فلسفه سیاسی-کلامی غدیر به ما می‌آموزد که جامعه بدون محوریت ولایت، دچار واگرایی و آنتروپی معرفتی خواهد شد. شناخت سنت جانشینی در تاریخ انبیا، نگاه ما را از یک واقعه تاریخیِ محض، به یک «فلسفه تاریخ» منسجم ارتقا می‌دهد؛ فلسفه‌ای که پیام روشن آن در خطبه غدیر تجلی یافت. زمین هیچ‌گاه از حجت و راهبر الهی خالی نخواهد ماند و غدیر، شناسنامه این استمرار قدسی از عهد عتیق تا پایان جهان است.

  • گروه خبری : گروه های محتوا
  • کد خبر : 3909
کلمات کلیدی
مدیر سایت ایحا
خبرنگار

مدیر سایت ایحا

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید