عضو هیات علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم مطرح کرد:
تبسم، گشادهرویی و خوشاخلاقی امام سجاد علیه السلام
در سالروز شهادت حضرت زین العابدین(ع)
دکتر علیرضا کاوند، دانشیار دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم؛ در خصوص ویژگی های اخلاقی امام سجاد علیه السلام اظهار داشت: ایشان در سختترین دوران زندگی یعنی پس از فاجعهی کربلا زندگی میکردند؛ جایی که غم از دست دادن عزیزان و خفقانِ حکومتِ اموی، فضای جامعه را سنگین کرده بود. اما ایشان هرگز چهرهای عبوس و گرفته نداشتند.
در کتاب «بحارالانوار» (ج ۴۶، ص ۴۳) از یکی از راویان نزدیک به ایشان نقل شده که گفت: «ما رَأَیْتُ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ عَبَسَ وَجْهَهُ قَطُّ» (هرگز علی بن الحسین را ندیدم که چهرهاش را درهم بکشد). این یعنی امام همیشه با لبخند و رویی گشاده با مردم روبرو میشدند، حتی در اوج غم و اندوه.
خود حضرت، گشادهرویی را یکی از مهمترین نشانههای اخلاقِ نیکو معرفی میکردند. ایشان معتقد بودند وقتی کسی با مردم با خوشرویی برخورد کند، در واقع دارد یک عبادتِ اجتماعی انجام میدهد.
در کتاب «تحف العقول» (ص ۲۷۰) از خود امام سجاد (ع) نقل شده که فرمودند: «مِنْ حُسْنِ خُلُقِ الْمَرْءِ... بَشَاشَةُ وَجْهِهِ إِذَا لَقِیَ النَّاسَ» (از نشانههای خوشاخلاقیِ یک مرد، گشادهروییِ او هنگام برخورد با مردم است).
در آن دوران که حکومت با زور و ترور مردم را میترساند، امام با چهرهی متبسم و برخوردِ محبتآمیز، نشان میدادند که دینِ اسلام، دینِ خشونت و ترس نیست، بلکه دینِ رحمت و مهر است. این رفتارِ ایشان، تأثیر عجیبی روی مردم داشت؛ چون در دلِ تاریکیِ آن روزگار، لبخندِ امام مثل یک نورِ امید بود.
در کتاب «الطبقات الکبری» (ج ۵، ص ۲۱۳) آمده که امام در کوچههای مدینه، به هر کسی که میرسیدند - حتی فقیرترین مردم - نخست سلام میکردند و با لبخند از احوالش میپرسیدند. مردم آنقدر از این برخوردِ گرم شگفتزده میشدند که عاشق ایشان میشدند.
شگفتانگیزترین صحنه، برخوردِ امام با مردی بود که در مجلسِ شام به ایشان ناسزا گفت. امام نه تنها عصبانی نشدند، بلکه با لبخندی معنادار و مهربانانه پاسخش را دادند. این گشادهرویی در اوجِ اسارت و ذلت، کاری کرد که آن مردِ خشن، تحتتأثیر قرار بگیرد و مسلمان شود. در کتاب «الارشاد» (ج ۲، ص ۱۴۰) آمده که امام با خونسردیِ کامل و رویی گشاده به آن مرد فرمودند: «إِنْ کُنْتَ صَادِقًا فِیمَا تَقُولُ، فَأَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ یَغْفِرَ لِی، وَ إِنْ کُنْتَ کَاذِبًا، فَأَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ یَغْفِرَ لَکَ» (اگر راست میگویی، از خدا میخواهم مرا ببخشد و اگر دروغ میگویی، از خدا میخواهم تو را ببخشد). این پاسخِ محترمانه، آن مرد را متحیّر کرد و باعث تغییرِ قلبیِ او شد.
جالب اینجاست که تبسمِ امام فقط به خوشبرخوردی خلاصه نمیشد، بلکه با عمل همراه بود. ایشان شبها با لبخندی از سرِ رضایت، کیسههای غذا را بر دوش میگرفتند و به درِ خانهی فقرا میبردند. صبح که فقرا غذا را پیدا میکردند، از این محبتِ ناشناس، شاد میشدند و لبخند بر لبانشان مینشست. انگار امام میخواست با این کار، لبخند را از دلِ خود به دلِ دیگران منتقل کند. در «الکافی» (ج ۴، ص ۲۲) نقل شده که حضرت هر شب مخفیانه به فقرا غذا میرساندند و هیچکس نمیدانست این کار از کیست.
تبسم و گشادهروییِ امام سجاد (ع) یک ابزارِ انقلابی بود. درست وقتی که همه از ظلمِ حکومت میترسیدند و چهرهها عبوس بود، ایشان با لبخندشان به مردم میگفتند:
· «غمها را تحمل کنید، اما ناامید نشوید.» · «دینِ خدا، دینِ مهربانی است، نه دینِ خشم.» · «میتوان با اخلاقِ نیکو، دشمن را هم به دوست تبدیل کرد.»
این خلقِ زیبا، بخشی از همان حقیقتی است که خودشان میفرمودند: «خُلُقِی خُلُقُ الْقُرْآنِ» یعنی «اخلاق من، همان اخلاقِ قرآن است»؛ قرآنی که حتی به پیامبرش دستور میدهد: «با مردم، به نرمی و مهربانی سخن بگو».
نظر دهید