• 1405/03/05 - 08:49
  • - تعداد بازدید: 24
  • - تعداد بازدیدکننده: 23
  • زمان مطالعه : 7 دقیقه

عید قربان؛ از لغت «قُرب» تا حقیقت «تقوا» در آینه وحی

به قلم : دکتر کبری راستگو دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشکدۀ علوم قرآنی مشهد

تجلی‌گاه واژه «قرب» در لغت و سلوک

عید قربان، تجلی‌گاه واژه‌ای است که در عمق لغت‌شناسی قرآنی، نه‌فقط به معنای بریدن گلوگاه یک ذبیحه، بلکه به معنای حرکتی از جنس «قُرب» است؛ مصدری از ماده (ق-ر-ب) به معنای عبور از تیره بُعد و دوری، و رسیدن به آستانه لبریز شدن از رحمت حق. این پویاییِ معنایی، دقیقاً همان حقیقتی است که ابن‌فارس در مقاییس‌اللغة بر آن دست می‌گذارد و ریشه سه‌حرفیِ(ق‌ر‌ب) را در اصلِ لغت، دلالت بر «خلافِ بُعد» و زائل شدن مسافت‌ها می‌داند.

«قربان» در نگاه تبارشناسی واژگان قرآنی، هر آن کار نیکی است که عیار بندگی را بالا ببرد و فاصله بنده تا معبود را کوتاه کند؛ تقربی نه از جنس مکان و مادیات، بلکه از سنخِ کمال روحانی و متصف شدن به صفات رحمانی. در ترازِ همین نگاه، ابن‌سیده در المحکم و المحیط الأعظم واژه «قُربان» (بر وزن فُعلان) را اسمی مبالغه‌آمیز برای هر طاعت و عملِ صالحی معرفی می‌کند که انسان به واسطه آن و با انگیزه طلبِ ثواب، به پروردگارش نزدیک می‌شود؛ اصطلاحی که صاحب مفردات نیز بر آن صحه گذارده و زیادتِ «نون و الف» را در انتهای آن، نشانه‌ای از کثرت، عظمت و اشباعِ معنایی در فرآیند این وصل مستانه می‌داند. ازاین‌رو، قربانی در هندسه مناسکِ ابراهیمی، مانیفستی لغوی و سلوکی از سفرِ انسان از اقالیمِ هجران به سمتِ کرانه‌های محرمیت است تا زائر با فدا کردنِ گران‌بهاترین تعلقات خود، نشان دهد که حقیقتِ قربان، نه گوشت و خون، بلکه بریدن از ماسوای حق و انقیادِ تام در پیشگاهِ مسبب‌الاسباب است.

بشارت؛ تجلی مقام «حِلم» و مهندسی آزمون الهی

روایت قربانی در قرآن با آیه ﴿فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِیمٍ (صافات/101) و در پاسخ به دعای ابراهیم(ع) آغاز می‌شود. توصیف اسماعیل(ع) به «حلیم»، پیش‌آگهیِ بلاغی از مکارم اخلاق او در بزرگ‌ترین آزمون تاریخ است. برخلاف بشارتِ اسحاق(ع) با وصف «علیم» که همراه با وعده نسل بعدی(یعقوب) بود و احتمال ذبح را منتفی می‌کرد، بشارتِ اسماعیل بدون وعده آینده بود تا اوجِ انقطاع الی‌الله حفظ شود. این حلم زمانی شکوفا شد که اسماعیل به سنّ «سَعْی»(نوجوانی و اوج دلبستگی پدر) رسید و فرمان ذبح صادر شد. این فرمان، یک «امر ابتلایی» بود نه تشریعی؛ زیرا هدف خدا ریختن خون نبود، بلکه عریان ساختن عزم و سنجشِ عیارِ تسلیمِ ابراهیم و اسماعیل بود.

روان‌شناسی بلاغیِ مکالمه و معراج تسلیم

تجلی هنر ادبی و روانی این واقعه در ظرافت‌های گفت‌وگوی پدر و پسر نهفته است. ابراهیم(ع) با عبارت «إِنِّی أَرى فِی الْمَنَامِ» (صافات/103)، که صیغه مضارع آن بر تکرار رؤیا دلالت دارد، راز را می‌گشاید. او با پرسش «فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى» به دنبال مشورت در اصلِ حکم نبود، بلکه می‌خواست عیارِ رضایت قلبی فرزند را محک بزند تا اسماعیل با پای خود به معراجِ تسلیم قدم بگذارد.

اسماعیل(ع) نیز کلامش را با ندای عاطفی «یَا أَبَتِ» و عبارت توحیدی «افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ» آغاز می‌کند؛ لحنی آرام و پیراسته از ادعاهای قهرمان‌گراییِ دراماتیک. او با به‌کار بردن تعبیر «مِنَ الصَّابِرِینَ» به‌جای «صابراً»، خود را نه یک قهرمانِ منزوی، بلکه قطره‌ای از دریای صابران تاریخ می‌نامد و با این ایمان، تمام وسوسه‌های شیطان را در ماهیتِ وحیِ منامی خاکستر می‌کند.

تجلی تسلیم، فدیه عظیم و جاودانگی نسل

آنگاه که ابراهیم واسماعیل(ع) به مقام تسلیم محض رسیدند:«فَلَمَّا أَسْلَمَا» و پدر فرزند را به پیشانی بر خاک افکند:«وَتَلَّلهُ لِلْجَبِینِ» (صافات/103) تا عاطفه پدری مانع طاعت نشود، پاسخِ شرط با ایجازی شگفت از متن حذف می‌شود تا عظمت صحنه در سکوت تجسم یابد. با خطابِ «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا» (صافات/105)، کارد به اذن تکوینی حق بر گلوی اسماعیل بی‌اثر می‌ماند و زبان می‌گشاید که: «الْخَلِیلُ یَأْمُرُنِی وَالْجَلِیلُ یَنْهَانِی».

طبق تبیینِ فی‌ظلال القرآن، خداوند هرگز بندگانش را با بلا نمی‌آزارد؛ بلکه وقتی صدقِ آنان در فداکاری ثابت شد، معافشان می‌دارد. ازاین‌رو، با تعبیر ﴿وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ (صافات/107)، قربانیِ بزرگی فدیه جان او شد تا سرآغاز سنتی جاودانه در مناسک حج شود. به پاداش این احسان، نام ابراهیم و نسل او در تاریخ ماندگار شد ﴿وَتَرَکْنَا عَلَیْهِ فِی الآخِرِینَ (صافات/108)؛ نسلی که پیامبر اکرم(ص) با افتخار خود را فرزند آن خواند: «أَنَا ابْنُ الذَّبِیحَیْنِ».

فلسفه قربانی؛ نفی سنت‌های جاهلی و ابتنای قرب بر تقوا

جوهر اصلی آیه «لَنْ یَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لکِنْ یَنالُهُ التَّقْوى‏ مِنْکُمْ» (حج/37)، تطهیر دین از خرافات جاهلی است. پیش از اسلام، مشرکان گوشت و خون قربانی را به دیوار کعبه می‌مالیدند تا تقرب جویند؛ سنتی که حتی مسلمانانِ نخستین نیز در ابتدا تمایل به تکرار آن داشتند. اما وحی الهی با آیه فوق این انگاره را در هم شکست و اعلام کرد که هیچ عنصر مادی به ساحت قدس ربوبی صعود نمی‌کند، بلکه تنها عمل صالح و تقوای برخاسته از دل‌هاست که به خدا می‌رسد. قربانی کردن، مناسکی برای رشد شجره تقوا در قلب است؛ همان مرز باریکی که در داستان هابیل و قابیل، عیارِ تسلیمِ متقیانه را از مناسک‌گراییِ بی‌مغز جدا کرد.

هندسه فقهی-تربیتیِ اطعام و تجلی جامعه‌شناختیِ احسان

شکوه تشریع اسلامی در مناسک حج، در پیوند میان تقوا (رابطه با خدا) و احسان (رابطه با خلق) تجلی می‌یابد. فرمانِ «فَکُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ» (حج/36) یک دستورالعمل فراگیر برای دستگیری از دو گروه نیازمندان است: «قانع» (محرومِ عفیفی که صورت خود را با سیلی سرخ نگه می‌دارد) و «معترّ» (بینوایی که حاجتش را آشکار می‌کند).

اسلام با این فرمان، علاوه بر برچیدن سنت جاهلیِ تحریم گوشت قربانی، انسان را از زندانِ خودخواهی به فضای وسیع بخشش هدایت می‌کند. در این تراز، قربانی کردن از یک سلوک فردی منزوی خارج شده و به پیش‌درآمدی برای ورود به دایره محسنانِ واقعی «وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِینَ» تبدیل می‌شود.

مانیفستِ تمدنی حج؛ از فداکاری در مِنا تا ایستادگی در میدان

برخلاف انگاره‌های سکولار که حج را در فردیت زائر خلاصه می‌کنند، تفسیر من هدی القرآن ابعاد تمدنی و پویای این مناسک را آشکار می‌سازد؛ بقا و امنیتِ کعبه، مساجد و شعائر الهی فرآیندی خودبه‌خودی نیست، بلکه وامدارِ صلابت و جان‌برکفیِ مجاهدان و «لیوث الجهاد»ی است که بر مرزهای اسلام ایستاده‌اند. قربانی کردن در منا، علاوه بر ذبح بت‌های تعلقات مادی، نماد آمادگی همیشگی برای فداکاری در میدان حراست از مقدسات است.

طبق تبیین أطیب البیان، این نظامِ ابتلا و عبور از آزمون‌های فقر، غنا، صحت و مرض، نه برای کشف مجهولی نزد خدا، بلکه محکی عینی برای جداسازی سره از ناسره است. حج با این پیوندِ میان معنویت و جهاد، زائر را در بوتهٔ صراعِ زندگی صیقل می‌دهد تا با ایمانی مستقر و هویتی نو به آغوش امت بازگردد.

تجلی‌گاهِ نهاییِ احسان و جاودانگیِ مِلّتِ ابراهیم

در فرجام این سیر معراجی، تمام خطوط بیانیِ آیات به نقطه‌ای یگانه به نام «احسان» ختم می‌شوند. تعبیر «وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِینَ» (حج/36) پاداش نهایی موحدانی است که به مقام تسلیمِ محض دست یافته‌اند. زائر با فریاد تکبیرِ هدایت: «لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ» (حج/36)، خروج خود از خودخواهی نفس و ورود به قلمرو وسیعِ خیرخواهی را اعلام می‌دارد.

سنت پایدار قربانی که تا همیشه تاریخ جاودانه شد، گواهی است بر اینکه آیین ابراهیم(ع) روحی زنده در بستر قرون است. در نهایت، حجْ امتِ مسلمه را به عنوان وارثان راستینِ ملت ابراهیم بازتعریف می‌کند؛ امتی فداکار و مخلص که پیامبرش با افتخار فریاد برآورد: «أَنَا ابْنُ الذَّبِیحَیْنِ» تا پرچم هدایت بشر را بر مدار تقوا و احسان به اهتزاز درآورد.

  • گروه خبری : گروه های محتوا
  • کد خبر : 3881
کلمات کلیدی
مدیر سایت ایحا
خبرنگار

مدیر سایت ایحا

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید