• 1405/02/14 - 12:03
  • - تعداد بازدید: 5
  • - تعداد بازدیدکننده: 5
  • زمان مطالعه : 4 دقیقه

مؤمنان در سایه ولایت الهی به دنبال عمل به وظایف انسانی‌اند

از آنجا که مؤمنان تحت ولایت الهی هستند در مسیر رشد و کمال و عمل به وظایف انسانی خود حرکت می‌کنند ولی کافران چون از ولایت الهی بی‌بهره‌اند دل‌هایشان به وظایف انسانی اعتنایی ندارند و تنها در محور شکم و شهوت می‌کوشند، از این‌رو جایگاهشان آتش است.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین مقدس، عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر با استناد به تفسیر تسنیم آیت‌الله جوادی آملی، در بخش چهارم تبیین سوره محمد به آیات ۱۲ تا ۱۴ این سوره «إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأنْهَارُ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَ یَأْکُلُونَ کَمَا تَأْکُلُ الأنْعَامُ وَ النَّارُ مَثْوی لَهُمْ(۱۲) وَ کَأَیِّن مِن قَرْیَةٍ هِیَ أَشَدُّ قُوَّةً مِن قَرْیَتِکَ الَّتِی أَخْرَجَتْکَ أَهْلَکْنَاهُمْ فَلاَ نَاصِرَ لَهُمْ(۱۳) أَفَمَنْ کَانَ عَلَى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ کَمَنْ زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ(۱۴)» پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم:

همان‌طور که قبلاً بیان شد این سوره که به نام پیغمبر اسلام(ص) است، در آغاز سوره به حقانیت آن حضرت اشاره کرده و فرمودند چیزی که باطل است در جهان راه ندارد و چیزی که همراه با باطل است، هم ماندنی نیست.

از سویی چیزی که حق است ولی حق محدود باشد توان آن را ندارد که کل جهان را اداره کند، بلکه یک اصل دیگری لازم است و آن حقی است که باطل در آن نباشد و «حق مطلق» است، این حق با دو اصل «کلی» و «دائم» جهان را اداره می‌کند؛ کلی است یعنی همگانی است و دائم است؛ یعنی همیشگی است، در جمیع عصرها؛ چنین پیامبری پیام جهانی می‌آورد و پیام جهانی، صلح جهانی است.

  • از منظر آیت‌الله جوادی آملی بر مبنای قرآن کریم صلح جهانی این نیست که جامعه وسایل کشتار جمعی نداشته باشد، بلکه تعبیر قرآن کریم این است که جنگی نباشد «حَتَّی تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا» (سوره محمد/ آیه ۴) جنگی در کار نباشد، نه اینکه جنگ باشد و وسایل کشتار جمعی مثل بمب اتم نباشد. با نبودن جنگ در حقیقت تمام کارخانه‌های اسلحه‌سازی هم تعطیل می‌شود.

آیت‌الله جوادی آملی در این قسمت از آیات بیان می‌کند که گرچه هر دو گروه از مؤمنان و کافران در زندگی دنیا از نعمت‌های الهی بهره‌مند می‌شوند، اما هدف مؤمنان انجام دادن کارهای شایسته برای تقرب به خداست و از زندگی بهره عقلی می‌برند، اما همه هدف کافران بهره‌مند شدن از لذات حیوانی مانند خوردن و خوشگذرانی است. بنابراین، مؤمنان چون تحت ولایت الهی هستند در مسیر رشد، کمال و عمل به وظایف انسانی خود حرکت می‌کنند و خدای متعال نیز آنان را به بهشتی هدایت می‌کند که نهرها در آن روان است ولی کافران چون از ولایت الهی بی‌بهره‌اند دل‌هایشان به وظایف انسانی اعتنایی ندارند و تنها در محور شکم و شهوت می‌کوشند، از این‌رو جایگاهشان آتش است.

به نظر می‌رسد یکی از نکات قابل دقت در آیه نخست این است که خدای متعال ورود مؤمنان به بهشت را به خود نسبت می‌دهد بر خلاف استقرار کافران در دوزخ، زیرا براساس اقتضای ولایت الهی خدا به اولیای خود عنایت خاص دارد ولی به کسانی که از ولایت الهی بی‌بهره‌اند اعتنایی نمی‌کند که چگونه به هلاکت می‌رسند.

در آیه دوم یعنی آیه ۱۳، مشرکان مکه را با بت‌پرستان قیاس می‌کنند که «وَ کَأَیِّن مِن قَرْیَةٍ هِیَ أَشَدُّ قُوَّةً مِن قَرْیَتِکَ الَّتِی أَخْرَجَتْکَ أَهْلَکْنَاهُمْ فَلاَ نَاصِرَ لَهُمْ» یعنی چه بسیار مردمانی که نیرومندتر از مردم مکه بودند و خدای متعال آن‌ها را نابود کرد و کسی یاریشان نکرد. مشرکان مکه هم که پیامبر اسلام(ص) آن‌ها را از آن شهر بیرون کردند ولی اگر خدای متعال می‌خواست آن‌ها را هلاک می‌کرد. چنان‌که اقوام نیرومندی مانند قوم عاد، ثمود و فراعنه مصر را که قدرت جسمی و امکانات فراوانی داشتند و به مراتب بزرگان قریش قوی‌تر بودند بر اثر مخالفت با پیامبران نابود کرد.

صاحب تفسیر تسنیم در ادامه این قسمت از آیات بیان می‌کند که خدای متعالی در مقایسه‌ای دیگر میان حال مؤمنان و کافران می‌فرماید که آیا مؤمنان همانند کافران هستند که کارهای زشتشان در نظرشان آراسته است و از هوای نفس خود پیروی می‌کنند: «أَفَمَنْ کَانَ عَلَى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ کَمَنْ زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ» بی‌شک اینان با هم برابر نیستند بلکه مؤمنان در پرتو عنایت و دلیل روشنی از سوی پروردگارشان از شناخت صحیح یقین و برهان قطعی بهره‌مندند و راه و هدف خود را به‌خوبی می‌شناسند ولی کافران گرفتار تشخیص بد و عدم ادراک واقعیت و نا‌آگاهی از مسیر و هدف و در تاریکی‌ها سرگردانند.

قرآن کریم تزئین اعمال بد تبهکاران را گاهی به خدا نسبت می‌دهد: «إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَیَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ یَعْمَهُونَ» و زمانی به شیطان: «وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ» و هنگامی هم به خودشان: «کَمَنْ زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ» می‌توان گفت تزئین اعمال بر اثر پیروی از هواهای نفسانی است زیرا هوی و هوس قدرت تشخیص و ادراک انسان را می‌گیرد.

نکته آخر که باید به آن توجه کرد این است که باید دانست نسبت تزئین اعمال بد به خدا جنبه کیفری دارد و نه ابتدایی. مانند اینکه اضلال و گمراهی انسان نیز هرگز ابتدایی نبوده و نتیجه خود فرد است، بنابراین جنبه کیفری دارد.

  • گروه خبری : گروه های محتوا
  • کد خبر : 3788
کلمات کلیدی
محمد جوکار
خبرنگار

محمد جوکار

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید