• 1404/11/15 - 11:46
  • - تعداد بازدید: 5
  • - تعداد بازدیدکننده: 5
  • زمان مطالعه : 18 دقیقه
عضو هیات علمی دانشکده علوم قرآنی کرمانشاه:

غیبت امام زمان(عج) به‌معنای قطع هدایت الهی نیست

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم گفت: باور به امام زنده و حاضر، نه‌تنها هدایت الهی را در عصر غیبت استمرار می‌بخشد، بلکه با تبدیل انتظار به یک سبک زندگی مسئولانه، امید، صبر و جهت‌مندی را در زندگی فردی و اجتماعی مؤمنان تقویت کرده و ظرفیت تمدن‌سازی جامعه اسلامی را فعال می‌کند.

اندیشه مهدویت، به‌عنوان قلب تپنده معارف شیعی، صرفاً یک باور اعتقادی درباره آینده نیست، بلکه منظومه‌ای فکری، تربیتی، اجتماعی و تمدنی است که نسبت انسان با خدا، جامعه و تاریخ را معنا می‌بخشد. باور به امام زنده و حاضر، نه‌تنها پاسخ‌گوی نیازهای معنوی انسان مؤمن در عصر غیبت است، بلکه افق روشنی از مسئولیت، امید، پایداری و حرکت در مسیر تحقق عدالت الهی ترسیم می‌کند.
 
در شرایطی که جهان معاصر با بحران معنا، گسترش ظلم، یأس اجتماعی و فروپاشی ارزش‌ها روبه‌روست، بازخوانی عقلانی و کاربردی آموزه‌های امامت، انتظار و مهدویت، ضرورتی انکارناپذیر به شمار می‌آید. نوشتار پیش‌رو می‌کوشد با تکیه بر معارف قرآنی و روایی، به تبیین جایگاه هدایت‌گری امام عصر(عج) در دوران غیبت، نقش انتظار به‌عنوان یک سبک زندگی پویا، کارکرد امیدآفرین و آرامش‌بخش باور به امام حاضر، و ظرفیت تمدن‌ساز مهدویت در جامعه اسلامی بپردازد و نشان دهد که غیبت امام به‌معنای انقطاع هدایت نیست، بلکه عرصه‌ای نو برای مسئولیت‌پذیری آگاهانه مؤمنان در مسیر زمینه‌سازی ظهور است.
 
از همین رو، دکتر صمد اسمی، مدیر آموزشی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم در گفت و گو با خبرنگار ایحا، به بیان چیستی هدایت‌گری امام عصر(عج) در دوران غیبت، کارکرد انتظار به‌عنوان یک سبک زندگی پویا، نقش باور به امام زنده در حفظ امید و آرامش انسان معاصر و همچنین ظرفیت تمدن‌ساز اندیشه مهدویت پرداخت.
 
 مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانیم:
 
 
���� در حالی که امام زمان(عج) در غیبت به سر می‌برند، هدایت‌گری ایشان در زندگی فردی و اجتماعی مؤمنان چگونه قابل تبیین است؟
 
براساس آموزه دینی ما موضوع هدایت‌گری امام معصوم در دوران غیبت با محوریت مفهوم «امامت» و «ولایت» تبیین می‌شود. در مرحله اول لازم است ما درک صحیح از مفهوم امامت و هدایت ویژه امام داشته باشیم: مقام امامت فراتر از نبوت و رسالت است. چون حضرت ابراهیم بعد از نبوت در آخر عمری بعد از موفقیت در امتحان های الهی به مقام امامت نائل شدند. 
 
مقام رسالت برای اتمام حجت و نشان دادن راه و ارائه طریق است اما مقام امامت،«ایصال به مطلوب»یعنی رساندن به هدف و تحقق بخشیدن عملی به برنامه‌های دینی در جان و جامعه است. این هدایت، هدایتی تکوینی و باطنی است که از طریق «امر» الهی صورت می‌گیرد و امام را قادر می‌سازد تا مردم را از ظلمت‌ها به نور برساند، همچون تأثیر خورشید بر رشد گیاهان.
حکمت الهی اقتضا می کند که هدایت باید تداوم داشته باشد لذا با با ختم نبوت و رسالت، وحی تشریعی برای آوردن شریعت جدید قطع شده است، اما ارتباط با عالم غیب و هدایت ویژه الهی منقطع نشده است. امامان معصوم همچنان با عالم غیب ارتباط دارند و این فیض برای تربیت نفوس و هدایت باطنی باقی است.
 
حالا که معنای امامت و ضرورت تداوم هدایت روشن شد، سوال این است که نحوه هدایت امام غایب چگونه تحقق می باید و قابل تبیین است؟ براساس آموزه دینی، هدایت امام غائب به چند طریق قابل تبیین است:
 
1. هدایت از طریق نصب جانشینان عام (ولایت فقیه): در زمان غیبت، امام معصوم از طریق «نصب عام»، فقهای عادل و دور از هوی و هوس را به عنوان نایبان خود قرار می‌دهد. این فقها که نمونه کامل آن در عصر ما امامین انقلاب، امام خمینی(ره) و امام خامنه ای مد ظله العالی معرفی شده، مردم را رهبری می‌کنند. اطاعت از آنان در حقیقت اطاعت از امام معصوم و تداوم هدایت اوست.
 
2. هدایت از طریق تمسک به ثقلین (قرآن و عترت): مؤمنان با تمسک به قرآن و سنت اهل بیت(ع) که جانشینان پیامبر(ص) هستند، هدایت می‌شوند. زمین هیچ‌گاه از حجت الهی (امام معصوم) خالی نمی‌ماند و وجود او حتی در غیبت، حجت و مایه هدایت است.
3. هدایت از طریق مودت و اطاعت: مودت و دوستی اهل بیت(ع) که پاداش رسالت است، در زمان غیبت نیز ادامه دارد. این مودت در عمل به پیام‌های امام عصر(عج) و پیروی از راهنمایانی که او معرفی کرده (فقهای عادل) تجلی می‌یابد.
 
4. هدایت باطنی و معنوی: امام همچون خورشید پشت ابر، وجودش فیض‌بخش است. مؤمنان راستین با تهذیب نفس و صفای باطن می‌توانند از فیض معنوی و هدایت باطنی امام بهره‌مند شوند، هرچند او را نبینند.
بنابراین، غیبت امام به معنای قطع هدایت نیست، بلکه طرایق و مجرای اتصال به این هدایت تغییر کرده است و مسئولیت مؤمنان برای یافتن و پیروی از این مجاری (مانند مراجعه به فقهای عادل) افزایش یافته است.
 
���� اگر انتظار را یک سبک زندگی بدانیم، این نگاه چه تغییری در رفتار، انتخاب‌ها و مسئولیت‌پذیری انسان منتظر ایجاد می‌کند؟
 
 در آموزه دینی، مفهوم «انتظار» به‌ویژه انتظار ظهور مصلح جهانی (مهدی ع) به‌عنوان یک عقیده‌ی سازنده و پویا در تعالیم اسلامی بررسی شده است. این انتظار نه‌تنها یک باور منفعلانه نیست، بلکه به‌عنوان «بالاترین عبادت» و «آماده‌باش کامل» توصیف شده که تأثیرات عمیقی بر رفتار، انتخاب‌ها و مسئولیت‌پذیری فرد منتظر می‌گذارد.
 
منتظر واقعی برای هماهنگی با حکومت عدل جهانی، باید از درون پاک و آماده باشد. این انتظار او را وادار می‌کند تا از آلودگی‌های اخلاقی و فکری دوری کند، زیرا نمی‌تواند منتظر نظامی باشد که افراد فاسد در آن مطرودند. این خودسازی نیازمند «بالا بردن سطح اندیشه و آگاهی و آمادگی روحی و فکری» است و تنگ‌نظری، حسادت و نفاق با جایگاه منتظران سازگار نیست.
 
1. منتظر نمی‌تواند نقش تماشاچی داشته باشد، بلکه باید از هم‌اکنون «در صف انقلابیون قرار گیرد». این انتخاب، به‌معنای کنار گذاشتن بی‌تفاوتی و پیوستن به جریان اصلاح است. ایمان به نتایج این تحول، اجازه نمی‌دهد که در صف مخالفان باشد و قرار گرفتن در صف موافقان نیز نیازمند «اعمالی پاک و روحی پاکتر و برخورداری از شهامت و آگاهی کافی» است.
 
2. انتظار واقعی «مرکب از دو عنصر» است: بیگانگی با وضع موجود (نفی) و تلاش برای وضع بهتر (اثبات). این دو جنبه، مسئولیت‌های دامنه‌داری ایجاد می‌کنند: ترک هرگونه همکاری با عوامل ظلم و فساد و حتی مبارزه با آنها. خودسازی و جلب آمادگی‌های جسمی، روحی، مادی و معنوی برای شکل‌گیری حکومت جهانی عدل.
 
3. منتظران راستین موظفند «تنها به خویش نپردازند بلکه مراقب حال یکدیگر باشند و علاوه بر اصلاح خویش در اصلاح دیگران نیز بکوشند»، زیرا برنامه‌ای که انتظارش را می‌کشند یک برنامه‌ی جمعی است و نیازمند هماهنگی همگانی.
 
4. انتظار سازنده، یک «عامل مهم تربیت و خودسازی و تحرک و امید» است و تنها زمانی اثر تخدیری دارد که مفهوم آن مسخ یا تحریف شود.این انتظار، افراد را از «حل شدن در مفاسد محیط» بازمی‌دارد و مانع تسلیم در برابر آلودگی‌ها می‌شود، حتی زمانی که فساد فراگیر شده و دیگران دچار یأس شده‌اند.
 
5.در روایات، منتظر واقعی به کسی تشبیه شده که «با رهبر انقلاب در خیمه او»، «زیر پرچم قائم»، «شمشیرزن در راه خدا» یا «شهید با پیامبر» است. این تشبیهات نشان می‌دهد انتظار، یک «جهاد وسیع و دامنه‌دار» است و درجات مختلفی از آمادگی و فداکاری می‌طلبد.
 
���� باور به امام زنده و حاضر چه نقشی در حفظ امید، صبر و جهت‌مندی زندگی انسان در شرایط دشوار امروز دارد؟
 
بر اساس منابع تفسیری ارائه‌شده، باور به امام زنده و حاضر (امام زمان عج) و انتظار فرج او، نقشی اساسی در حفظ امید، تقویت صبر و جهت‌مندی زندگی انسان در شرایط دشوار ایفا می‌کند. این نقش را می‌توان در چند مرحله بررسی کرد:
 
1.در متون دینی ما، «انتظار فرج» به‌عنوان «بالاترین عبادت» و «بالاترین اعمال امت» معرفی شده است. این انتظار، خود بخشی از فرج و گشایش است. این نگاه، امید را به یک اصل فعال و حرکت‌آفرین تبدیل می‌کند. امام رضا(ع) می‌فرمایند: «صبر و شکیبایی و انتظار فرج چه نیک است... بر شما باد بر صبر و شکیبایی زیراکه فرج و گشایش تنها به دنبال یاس و ناامیدی می‌آید» بنابراین، باور به امام حاضر، بزرگ‌ترین مانع در برابر یأس است.
 
2. صبر، رکن اصلی پیروزی بر مشکلات معرفی شده و نسبت به ایمان، همچون سر نسبت به بدن است. خوب انتظار فرج، خود نیازمند صبر است و در عین حال، بزرگ‌ترین مشوق برای صبر می‌باشد. زیرا منتظر می‌داند که صبر او در مسیر هدفی بزرگ (ظهور) است و خداوند با صابران است: «ان الله مع الصابرین» این همراهی الهی، مشکلات را در نظرش کوچک می‌کند و به او توانایی مقاومت می‌بخشد.
 
3. انتظار، به زندگی انسان جهت و معنا می‌بخشد. منتظر، خود را در یک جهاد وسیع و دامنه‌دار جهانی می‌بیند که هدف نهایی آن، پیروزی حق بر باطل و استقرار عدالت است.این نگاه، او را از روزمرگی و بی‌هدفی نجات می‌دهد و به تلاش‌های فردی و اجتماعی او معنایی فراتر و جاودانه می‌بخشد. او برای مشارکت در حکومت جهانی امام(عج) خود را آماده می‌کند.
 
4. ایمان به همراهی خدا («انی معکم») و این که او مراقب است («رقیب»)، اعتماد به نفس و شجاعت فوق‌العاده‌ای به انسان می‌بخشد، به گونه‌ای که در برابر حوادث سخت همچون کوه مقاومت می‌کند و طوفان‌ها او را حرکت نمی‌دهد. این ثبات، ریشه در باور به هدایت الهی و حضور امام به‌عنوان حجت خدا دارد که زمین را از حجت خالی نمی‌گذارد.
 
بنابراین، باو به امام زنده، توأمان هم «چرایی» مقاومت (امید به آینده‌ای روشن) و هم «چگونگی» آن (تسلط بر نفس از طریق صبر و اتصال به خدا از طریق نماز) را به انسان می‌بخشد و زندگی او را در سخت‌ترین شرایط، جهت‌مند، پرامید و پایدار نگه می‌دارد.
 
���� مهدویت چگونه می‌تواند از یک باور صرفاً اعتقادی به یک الگوی تمدن‌ساز در جامعه اسلامی تبدیل شود؟
 
بر اساس آموزه دینی ما، مهدویت به‌عنوان یک باور اعتقادی، دارای چارچوب‌ها و وعده‌های الهی است که در صورت تحقق عملی، می‌تواند الگویی برای تمدن‌سازی در جامعه اسلامی باشد. 
 
تببین این مساله نیاز به یک مقدمه دارد وآن اینکه: قرآن کریم نوید جهانی‌سازی مطلوب (جهان مهدوی) را می‌دهد و وعده داده است که دین حق بر تمام ادیان پیروز خواهد شد و بندگان صالح و مستضعفان، وارثان زمین خواهند بود. این وعده‌ها هنوز محقق نشده و تحقق آنها منوط به ظهور حضرت مهدی(عج) است.
 
ما می توانیم ویژگی‌های جامعه جهانی مطلوب قرآن (جامعه مهدوی) را به‌صورت که حقیقتا یک الگوی تمدنی کامل از قرآن ذکر کنیم:
 
1. دین‌سالاری: حاکمیت دین حق بر تمام جهان.
 
2. شایسته‌سالاری: حاکمیت بندگان صالح بر زمین.
3. ایمان‌سالاری: تسلط مؤمنان شایسته‌کردار.
 
4. مستضعف‌سالاری: سلطه مستضعفان بر زمین
 
5. جامعه نورانی: جامعه‌ای برخوردار از نور هدایت الهی
 
6. آزادی از قیود: رهایی از غل و زنجیرهای جهل و ستم. 
 
مهدویت صرفا یک باور اعتقادی نیست بلکه بر مبانی محکمی استوار است که زیرساخت هر تمدن الهی را تشکیل می‌دهد:
 
• عدالت به‌عنوان رکن اصلی اسلام هم‌پایه توحید است و در تمام شئون فردی و اجتماعی نفوذ دارد. آسمان‌ها و زمین بر اساس عدل استوارند و هیچ حکومت ظالمی پایدار نمی‌ماند.
 
• وعده الهی حاکمیت بر زمین، تنها به «کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند» داده شده است. این نشان می‌دهد تمدن مهدوی بر پایه «ایمان مستحکم» و «اعمال صالح» بنا می‌شود.
 
• براندازی ارزش‌های غلط و احیای ارزش‌های اصیل: اسلام ارزش‌های دروغین مادی را درهم می‌شکند و به جای آن ارزش‌های اصیل انسانی مانند تقوا، علم، ایثار و شهامت را بنا می‌نهد. این تحول ارزشی، پیش‌نیاز هر تمدن‌سازی است.
 
• اسلام دینی جهانی، فطری و جاودانه است که بر حاکمیت مطلق خداوند و عدالت‌خواهی بنا شده و پاسخگوی نیاز همیشگی بشر است.
 
اگر ما سازوکارهای اجرایی و حکومتی چنین تمدنی را تبیین کنیم جایگاه امامت و رهبری الهی نیز روشن می‌گردد.
 
• عدالت واقعی تنها در سایه «کتاب» (قانون الهی) و «میزان» (قضاوت عادلانه) و رهبری الهی محقق می‌شود. در اندیشه قرآنی جایگاه مجری قانون و رهبری الهی مهم تر از خود قانون و احکام مطرح شده است و با انتصاب رهبری الهی دین کامل می گردد و خداوند راضی می گردد. بنابراین تا رهبری شایسته و الهی در جامعه اسلامی نباشد، تمدن الهی با توجه به تعریفی که از آن ارائه شد، در جامعه تحقق نخواهد یافت. 
 
• یکی از ساز و کار اجرایی تمدن الهی تربیت نیروی انسانی منتظر (سربازان تمدن) است یعنی انتظار فرج، اگر به‌درستی فهمیده شود، یک «عامل مهم تربیت، خودسازی، تحرک و امید» است. منتظر واقعی برای همگامی با حکومت مهدوی، باید از صفات خاصی برخوردار باشد: نه ستمگر باشد، نه بی‌ایمان و بی‌عمل، نه ترسو و نه سست و بی‌حال. این انتظار، افراد را وامی‌دارد که سطح ایمان و عمل خود را بالا ببرند و برای اصلاح جهان تلاش کنند.
 
���� بر اساس معارف دینی، نبودِ حجت الهی چه پیامدهایی برای معنا، عدالت و نظم عالم انسانی به دنبال دارد؟
 
 بر اساس منابع تفسیری ارائه‌شده، نبود حجت الهی (امام یا پیامبر معصوم) پیامدهای عمیق و گسترده‌ای برای معنا، عدالت و نظم عالم انسانی دارد. این پیامدها را می‌توان در چند محور اصلی بررسی کرد.
 
این مساله نیاز به مقدمه دارد: وجود حجت الهی یک ضرورت دائمی و همیشکی است نه مقطعی. لذا با استناد به آیات و روایات، زمین هیچ‌گاه از حجت خدا خالی نمی‌ماند. اگر زمین حتی برای یک روز از حجت الهی خالی بماند، حجت‌ها و دلایل روشن خداوند باطل خواهد شد. این اصل، پایه‌ای برای درک پیامدهای فقدان حجت است.
 
1. بدون وجود امام هدایت‌گر، مردم گمراه می‌شوند. پیامبر(ص) فرمودند: تا زمانی که به کتاب خدا و عترت(ع) تمسک جویید، گمراه نخواهید شد. نبود این دو ثقل، مساوی با گمراهی است.
 
2. هدایت واقعی که «ایصال به مطلوب» (رساندن به هدف) است، تنها از طریق امام معصوم ممکن است. نبود او به معنای قطع این ارتباط هدایتی است. 
 
3. فلسفه خلقت بشر، پذیرش رحمت الهی است.
 
 حجت الهی مجرای این رحمت است و نبودش جامعه را به سوی زندگی حیوانی و غفلت از سعادت حقیقی سوق می‌دهد.
 
4. ترس از مرگ، زندگی را برای بسیاری تلخ می‌کند. مومن، مرگ را پلی به سوی زندگی برتر می‌داند. منتظرِ ظهور، مرگ در دوران غیبت را نه به‌عنوان پایان، بلکه به‌عنوان انتقال به مرحله‌ای دیگر در مسیر هدف بزرگ می‌نگرد.
 
آموزه دینی راه کار عملی نیز برای برای رسیدن به آرامش و معناداری زندگی ارائه می دهد که باور به امام، مصداق و تقویت‌کننده آنهاست:
 
1. تنها یاد خدا مایه آرامش دلهاست. یاد امام(عج) که خود «ذکر الهی» و مجرای فیض خداوند است، مصداقی از این ذکر محسوب می‌شود. 
 
2. کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند، «طوبی لهم و حسن مآب» (خوشا به حال آنها و بازگشت نیکو دارند). زندگی منتظرانه، مستلزم عمل صالح و خودسازی برای همگامی با امام است.
 
3. توکل موجب آرامش روانی می‌شود. منتظر با توکل بر خدا و اعتماد به وعده‌هایش، بر اضطراب‌ها غلبه می‌کند.
 
4. دعوت به صبر در برابر مشکلات، از جلوه‌های تأثیر قرآن بر بهداشت روانی است. انتظار فرج، عالی‌ترین مصداق صبر بر سختی‌ها در راه هدفی متعالی است.
 
5. همانگونه که عرض شد اجرای عدالت در سایه «کتاب» (قانون الهی) و «میزان» (قضاوت عادلانه) و رهبری الهی ممکن است. نهاد رهبری معصوم، ضامن اجرای این عدالت است و فقدان آن، عدالت را ناممکن یا ناقص می‌کند.
 
6. تاریخ نشان می‌دهد که فقدان رهبری شایسته، ملت‌ها را به سقوط و ذلت می‌کشاند. نمونه بارز آن، عرب جاهلی قبل از ظهور پیامبر(ص) بود. 
 
7. بدون رهبر الهی، جامعه در دام رهبران گمراه، فاسد و مفسد گرفتار می‌شود که نجات از چنگال آنان دشوار است. این حکومت‌ها (استبدادی یا دموکراتیک) اساساً به فکر فضایل معنوی نیستند و هدفشان حفظ قدرت یا تأمین خواسته‌های مادی اکثریت است.  
 
فقدان حجت الهی پیامد اجتماعی و اخلاقی را نیز به دنبال دارد که موجب فروپاشی نظام اسلامی است.  
 
1.پیامبر اکرم (ص) فرمود: «کسی که بدون امام (رهبر بر حق) از دنیا برود، مرگ او مرگ جاهلیت است». این نشان‌دهنده بازگشت جامعه به وضعیت پیش از هدایت و سقوط اخلاقی و اجتماعی است.تمام معارف الهی و ارزش‌های معنوی موجود در جهان، میراث انبیا و آثار وحی است. نبود حجت به معنای قطع این سرچشمه و فراموشی تدریجی این ارزش‌هاست.
 
2.حاکمیت کوردلی و عدم تشخیص حق: نبود حجت، باعث می‌شود مردم «کوردل» شوند؛ یعنی با وجود آشکار بودن حق، به دلیل جهل، غرور، تعصب و شهوت، توان دیدن آن را از دست بدهند. 
 
3. حجت الهی تنها از طریق فطرت تمام نمی‌شود، بلکه باید با تشریع و ابلاغ پیامبران و امامان تکمیل گردد. نبود حجت ظاهری (پیامبر و امام)، حجت خدا را ناقص می‌کند و مردم را در قیامت معذور نمی‌دارد.
 
نبود حجت الهی پیامد اخوریو عذاب الهی نیز دارد: در قیامت، خداوند از انسان می‌پرسد آیا راه حق را می‌دانستی؟ اگر بگوید آری، می‌پرسد چرا عمل نکردی؟ و اگر بگوید نه، می‌پرسد چرا یاد نگرفتی؟ این «حجت بالغه» الهی است. وجود حجت در دنیا، زمینه این پرسش را فراهم می‌کند و نبودش عذری برای بشر نمی‌سازد.
 
عذاب دنیوی به دلیل عدم اتمام حجت: خداوند هیچ قومی را عذاب نمی‌کند مگر پس از آنکه پیامبری بفرستد و حجت را بر آنها تمام کند. [تفسیر کوثر, ج6, ص257] بنابراین، وجود حجت، شرط عادلانه بودن عذاب الهی است. نبود حجت، در عین حال، به معنای فقدان عامل بازدارنده از فساد و در نتیجه سقوط جامعه است.
 
���� باور به حضور امام زمان(عج) چه تأثیری بر آرامش روانی و معنا‌داری زندگی انسان معاصر دارد؟
 
 بر اساس منابع تفسیری ارائه‌شده، باور به حضور امام زمان(عج) و انتظار فرج او، تأثیر عمیقی بر آرامش روانی و معناداری زندگی انسان معاصر دارد. این تأثیر از طریق های مختلفی قابل تبیین است.
 
1. انتظار فرج، خود یک عامل تربیتی و امیدآفرین است که انسان را از رکود و ناامیدی نجات می‌دهد. کاهش افسردگی با تقویت روح امید از جلوه‌های تأثیر قرآن بر بهداشت روانی شمرده شده است.
 
2. یکی از عوامل نگرانی، ترس از آینده‌ای تاریک و مبهم است. ایمان به خداوند قادر و مهربان که کفالت بندگانش را بر عهده دارد، این نگرانی را از بین می‌برد. باور به امام به‌عنوان حجت خدا، تجلی عینی این ایمان و اطمینان به حمایت الهی است.
 
3. احساس ضعف در برابر مشکلات و دشمنان، عامل دیگری برای نگرانی است. ایمان به اینکه «اگر با خدا باشی تمام قوای زمین و آسمان با توست» و اینکه خداوند علیم و حکیم است، آرامش خاطر ایجاد می‌کند. 
 
4. گاهی نگرانی از هدر رفتن زحمات، انسان را آزار می‌دهد. اعتقاد به خدایی که همه چیز را می‌بیند و پاداش مناسب می‌دهد، این نگرانی را برطرف می‌کند. تلاش در راه زمینه‌سازی برای ظهور، مصداق بارز عملی است که پاداش الهی دارد.
 
5. دستیابی به «نفس مطمئنه»: آرمان نهایی، رسیدن به «نفس مطمئنه» است که با یاد خدا و ایمان حاصل می‌شود. زندگی با چنین نفسی، «حیات طیبه» (زندگی پاکیزه) است.
 
باور به امام عصر(عج) به زندگی انسان معاصر معنا و جهت می‌بخشد:
 
1.رفع احساس پوچی: ریشه بسیاری از نگرانی‌ها، احساس پوچی و بی‌هدفی زندگی است. مومن با پذیرش مسیر تکاملی زندگی به‌عنوان یک هدف بزرگ، از این احساس رها می‌شود. انتظار و زمینه‌سازی برای حکومت جهانی عدل، یک «هدف بزرگ الهی» و برنامه‌ای روشن به زندگی می‌دهد. 
 
2. انتظار واقعی، یک «دعوت به قیام و سازندگی فرد و اجتماع» است و ایجادکننده تحرک و مسئولیت‌آفرین است، نه عامل رکود. این نگاه، زندگی را از روزمرگی خارج کرده و به آن معنای جهادی می‌بخشد.
 
3. عقیده به توحید، وحدت شخصیت انسان را به دنبال دارد. باور به امامت به‌عنوان ادامه‌دهنده راه توحید، این وحدت و یکپارچگی درونی را تقویت می‌کند.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • گروه خبری : گروه های محتوا
  • کد خبر : 3614
کلمات کلیدی
مدیر سایت ایحا
خبرنگار

مدیر سایت ایحا

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید