یادداشت دکتر علیرضا کاوند؛
نگاهی به زندگی حضرت سکینه خاتون(س) دختر امام حسین (ع)

دکتر علیرضا کاوند عضو هیئت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، بمناسبت سالروز رحلت حضرت سکینه سلاماللهعلیها طی یادداشتی به خبرنگار ایحا نوشت: حضرت سکینه(س) دختر امام حسین و حضرت رباب صلوات الله علیهم یکی از مهمترین راویان واقعه عاشورا بودند که در ۵ ربیع الاول سال ۱۱۷ از دنیا رفتند.
ایشان همسر عبدالله بن حسن علیه السلام پسر عموی خود (و یکی دیگر از راویان عاشورا) بودند. دکتر کاوند در ادامه به شرح زندگینامه آن حضرت پرداخت.
بخش اول: ابیات امام حسین (ع) و جایگاه سکینه (س)
سیدالشهدا امام حسین (ع) در روز عاشورا، خطاب به دخترش سکینه (س) این ابیات را فرمود تا او را بر مصیبت از دست دادنش تسلی دهد:
دوری من پس از خود دراز خواهد بود، ای سکینه! پس بدان که گریهات [هنگامی که مرگ به سراغم آید] دل مرا میسوزاند. دلم را با اشک حسرتت نسوزان، تا زمانی که روح در بدنم است. و اگر [به دست دشمنان] کشته شدم، تو سزاوارتری که آن کاری را که میکنی [و بر من میگریی] ادامه دهی، ای برترینِ زنان!
این ابیات تصویری واضح و آشکار از جایگاه بلند سکینه (س) در نظر پدرش ارائه میدهد. امام حسین (ع) بیان کرد که گریههای او "قلب را میسوزاند"؛ چرا که او نمیخواست در حالی که زنده است، اشکهای دخترش را ببیند، زیرا این منظره به دلیل مقام و جایگاه ویژه دخترش در قلب پاک او، برایش بسیار دردناک بود.
همچنین، این ابیات مقام والای او در فضیلت و برتری زنان زمانهاش را نشان میدهد، آنگاه که او را "خیرة النسوان" (برترین زنان) خواند. او از خاندانی بود که خداوند پلیدی را از آن دور کرد و پاکشان گردانید؛ خاندانی که هیچ خانوادهای، هرچند به درجات عالی رسیده باشد، قابل قیاس با آن نیست.
سکینه در چنین خاندانی که عطر نبوت از آن به مشام میرسد و بال فرشتگان در آن در حرکت است و صدای وحی در گوشه و کنار آن طنین انداز است، متولد شد. مادرش رباب بنت امرئ القیس بن عدی قضاعی، مادر برادرش عبدالله رضیع یا همان علی اصغ شیرخوارهای که در عاشورا شهید شد، نیز بود.
سکینه (س) به دلیل کمال، اخلاق، تقوا، ادب، فصاحت و عبادتش به "سرور زنان عصر خود" توصیف شده است. سخن پدرش امام حسین (ع) درباره میزان دلبستگی او به خداوند گواه این امر است آنجا که فرمود: "و اما سکینه، غالباً در حالت جذبه و استغراق با خدا به سر میبرد." این کلمه، به ویژه از زبان یک معصوم، دلالتهای بزرگ دارد.
همچنین ابیاتی که امام در بیان میزان علاقهاش به او و دلبستگی او به پدر بیان کرد، گواه این جایگاه است:
به جان تو سوگند! که من خانه ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن ساکن باشند.
آن دو را دوست دارم و بیشتر داراییام را [در راه آنان] میبخشم و برای ملامت کنندگان در این راه، هیچ اعتنایی نیست.
و من تا زندهام یا تا زمانی که خاک مرا بپوشاند، هرگز تسلیم آنان [و خواستههای نابجایشان] نخواهم شد.
بخش دوم: نام و لقب، نفی شایعات و ازدواج
در روایات آمده که "سکینه" لقب او بوده و نام اصلیاش آمنه (یا به قولی امینه) بوده است. مادرش رباب این لقب را به او داد. به نظر میرسد مادرش به دلیل سکون و آرامش او، این لقب را بر او نهاده است. بنابراین تلفظ صحیح آن "سَکینَه" (با فتح سین و کسر کاف) است، نه آنچه معمولاً بر زبانها جاری میشود (با ضم سین و فتح کاف).
سکینه (س) با پسرعمویش عبدالله بن حسن بن علی بن ابیطالب (ع) معروف به "اکبر" (که برادر قاسم، شهید روز عاشورا بود) ازدواج کرد و قبل و بعد از او با هیچکس دیگر ازدواج نکرد. اخبار ازدواج او با مصعب بن زبیر یا دیگران، همگی دروغهایی است که توسط جعلکنندگان، دروغپردازان و سیاستمدارانی که از سفره امویها و عباسیها ارتزاق میکردند، ساخته شده است.
این اخبار، مانند دیگر روایات جعلی، به دروغ به زندگی سکینه (س) چسبانده شدهاند، مانند اخبار برگزاری محافل شعر که دشمنان اهل بیت (ع) و به ویژه آل زبیر میخواستند با نسبت دادن آنها به خاندان نبوت، از دختر خودشان (سکینه بنت خالد بن مصعب بن زبیر) که با شاعر لاابالی عمر بن ابی ربیعه و خوانندگان مراوده داشت، رفع اتهام کنند.
کینهتوزی آل زبیر نسبت به اهل بیت (ع) از روز جنگ جمل آغاز شد، هنگامی که زبیر و پسرش عبدالله با نقض بیعت، به جنگ امیرالمؤمنین (ع) رفتند. فرزندانشان این کینه کور را به ارث بردند و هر فرصتی برای تحقیر علویان، جاسوسی، تهمتزنی و تحریک حکام علیه آنها برای ریختن خونشان مغتنم میشمردند. آل زبیر در هر زمان و مکان، جاسوسان و چاپلوسان حاکمان اموی و عباسی بودند.
بخش سوم: ردّ اکاذیب و دفاع از حریم عصمت
فردی مانند زبیر بن بکار که از سر کینه، به جعل روایات علیه مردان و زنان خاندان پیامبر پرداخت، تا جایی که بنی هاشم قصد قتلش کردند و او به بغداد گریخت، این تهمتها را ساخت. حتی ابوالفرج اصفهانی در کتاب "الأغانی" خود، همین داستان مجلس شعر را گاهی به عایشه بنت طلحة و گاهی به یک زن نامشخص از بنی امیه نسبت داده که نشان از بیاساسی و جعلی بودن روایت دارد.
داستانهای عمر بن ابی ربیعه با سکینه، کاملاً ساختگی است. در برخی روایات ابوالفرج، تنها نام "سکینه" آمده و در جای دیگر صراحتاً "سکینه بنت خالد بن مصعب بن زبیر" ذکر شده است که با عمر بن ابی ربیعه مراوده داشت. واضح است که زبیر بن بکار میخواسته عار خود را به دامان خاندان پیامبر بیندازد.
دانشمندان و محققان بزرگی مانند شیخ عباس قمی، سید مقرم، سید محسن امین، شیخ محمدحسین کاشف الغطاء، این روایات را به شدت رد کرده و آنها را ساخته دشمنان کینهتوز دانستهاند.
دکتر عایشه عبدالرحمن بنت الشاطئ نیز با استدلالهای تاریخی محکم، این دروغها را رد کرده و پرسیده است: چگونه ممکن است در زمانی که مدینه در عزا و ماتم امام حسین (ع) بود و مادرش رباب یک سال کامل در اندوه به سر برد، سکینه به چنین اموری مشغول باشد؟!
بخش چهارم: سکینه در کربلا و پس از آن
زندگی سکینه (س) با مصیبت و حزن آمیخته بود. او شاهد تمام فجایع روز عاشورا بود؛ از کشته شدن پدر، برادران، عموها و خویشان تا اسارت. این صحنهها تا پایان عمر در خاطرش ماند و همواره در غم و گریه به سر برد. او در سال ۱۱۷ ه.ق در مدینه درگذشت.
اشعار جانسوزی که در رثای پدرش در روز عاشورا سرود، گواه عمق مصیبتاوست:
ای چشم! تا زندهام، همواره خون گریه کن
نه برای فرزند، نه خانواده و نه قوم و خویش
بلکه برای پسر رسول الله گریه کن
هم خون و هم اشک، و هر دو را فراوان ریز...
نظر دهید